| آخرین عناوین سیاسی
آخرین عناوین
|
|
:: در حاشیه اعتصاب كاركنان شركت واحد نسخه چاپی ارسال برای دوستاندوشنبه، 26 دي 1384 - 14:55 در حاشیه اعتصاب كاركنان شركت واحد سندیكالیسم، پیگیرى مطالبات صنفى یا راهبرد سیاسى 
محمدحسين پناهی
طى ماههاى اخیر شایعات مختلفى درباره اعتصاب احتمالى كاركنان شركت واحد تهران به گوش مىرسید. این اتفاق روز چهارم دى ماه به وقوع پیوست و طى آن بخشهایى از كاركنان مناطق 4، 5، 6، 8 و 10 اتوبوسرانى تهران به دعوت گروهى به نام «سندیكاى كارگران شركت واحد تهران» دست از كار كشیده و در تجمعى خواستار پیگیرى مطالبات خود از سوى مسولان شدند. این ماجرا باعث شد تا مسافران تهرانى در برخى از مسیرها چند ساعتى را سرگردان باشند و بالاخره موضوع با پادرمیانى برخى مسئولان فیصله یافت. رسانهها نیز تا چند روزى با انعكاس دعواهاى برخى اعضاى شوراى شهر با شهردارى بر سر موضوع چگونگى مدیریت شركت واحد تنور را داغ نگه داشتند. دست آخر با واگذارى مدیریت شركت واحد به شهردارى و وعدههاى شهردار تهران، مبنى بر رسیدگى به مشكلات كاركنان شركت واحد این ماجرا كم كم به فراموشى سپرده شد. این در حالیست كه پیگیرى دقیق روند تحولاتى كه منجر به رخداد چهارم دى ماه شد به وضوح نشان مىدهد كه ماجرا به همین جا ختم نشده و این اعتصاب سرآغاز فاز جدیدى از تحركات سیاسى با رویكرد پیگیرى مطالبات صنفى در كشور خواهد بود. در این میان یادآورى برخى نكات مىتواند شاهدى بر این مدعا باشد: 1- چندى پیش «حسین بشیریه» جامعهشناس معروف و پدر فكرى برخى سیاسیون یك جریان سیاسی در مقالهاى كه روزنامه همشهرى آن را به چاپ رساند، مانیفستى با عنوان «كارگران دموكرات شوید» ارائه داد. در این مانیفست از لزوم خروج از فعالیتها و حركتهاى كارگرى ایران از وضعیت «طبقه در خود» به وضعیت «طبقه براى خود» سخن گفته شد. به بیان سادهتر بشیریه بر ضرورت توسعه حركتهاى سازمانیافته صنفى یا همان «سندیكالیسم» تاكید نموده بود. در همان مقطع، دیگر تئورىپردازان این جریان سیاسى طى سلسله مقالاتى در مجله «آفتاب» و دیگر محافل از ضرورت بازسازى و سازماندهى جنبشهاى اجتماعى ـ صنفى در ایران سخن به میان آوردند. در این بین اشخاصى چون «حمیدرضا جلایىپور» و «علیرضا علوىتبار» به راهاندازى جنبشهاى كارگرى، دانشآموزی، دانشجویى، زنان و حتى عشایر، حول محور موضوعات صنفى اشاره داشتند. به دنبال انتشار این مطالب، آگاهان سیاسى، حركت فوق را در راستاى استراتژى «جلالت» كه در سال 80 توسط «سعید حجاریان» طراح استراتژىهایى چون «فشار از پایین و چانهزنى در بالا» مطرح شده بود، ارزیابى نمودند. همزمان با طرح این مباحث در عرصه تئوریك، موجى از اعتراضات و تجمعات صنفى كه عمدتا ریشه در بىتوجهى به مطالبات و مشكلات اقشار پاییندستى و تشدید مشكلات آنها طی سالیان اخیر داشت در میان اصناف شكل گرفت. از سوى دیگر ادبیات سیاسى حاكم در آن مقطع نیز بستر مساعد را براى جهتدهى و گسترش اعتراضات صنفى پدید آورد. بهطوریكه در بعضى از بخشها برآورده نشدن مطالبات اولیه صنفى كه ریشه در مسائل معیشتى داشت، پیشزمینههاى بهرهبردارى سیاسى از آن را فراهم آورد. نقطه اوج این روند در تجمعات فرهنگیان و غائله سال 82 دانشگاه تهران قابل مشاهده است، لیكن این جریانات بنا به دلایل مختلف تنها به گسترش در لایههاى سطحى بسنده كرده و بر لایههاى زیرین تسری نیافتند. بنابراین مىتوان این تحركات را به عنوان تمرین مقدماتى و گامهاى اولیه «راهبرد سندیكالیسم» در ایران ارزیابى نمود. این روند تا دوره اخیر و روى كار آمدن دولت اصولگرا به علل مختلف مجالى براى طرح جدى نیافت و صرفا هر از چند گاهى تحركاتى از این دست را شاهد بودیم. اما با آغاز اعتصاب بخشى از كاركنان شركت واحد تهران كه به دعوت «سندیكاى كارگران شركت واحد تهران» در دى ماه شكل گرفت، استراتژى سازماندهى جنبشهاى اجتماعى در ایران، با تاكتیك پیگیرى مطالبات صنفى وارد فاز جدیدى شد. به عبارت دیگر این جریان با حركت از لایههاى سطحى به لایههاى زیرین اجتماعى و شكلگیرى یك حركت زیرپوستی منسجم، در قالب پیگیرى مطالبات یك صنف زحمتكش كه در عین حال از فراگیرى و تاثیرگذارى قابل توجهى در جامعه برخوردار است، نشانههاى تغییر فاز را عیان ساخت. سوگیرىهایى چون افزایش سریع سقف مطالبات مطرح شده، از درخواست سهمیه كت و شلوارهاى معوقه رانندگان تا انحلال شوراهاى اسلامى كار و خانه كارگر، و نیز درخواست دخالت سازمانهاى بینالمللى نسبت به آنچه كه از آن در بیانیههاى سندیكا به عنوان نقض حقوق كارگران و كنوانسیونهاى بینالمللى یاد شده، در عرض كمتر از 6 ماه از اعلام فعالیت علنى یك تشكیلات صنفى، شاهدى بر این مدعاست. از سوى دیگر فعالیتهاى گسترده تشكیلاتى از برقرارى كلاسهاى آموزشى براى اعضاء تا راهاندازى سایت اینترنتى و برگزارى جلسات متعدد یا برخى جریانات دانشجویى در كنار مصاحبههاى اعضاى مركزى این سندیكا با رسانههاى خارج كشور طى این مدت كوتاه نشان از عمق گرفتن و جدىتر شدن «راهبرد سندیكالیسم» در كشور دارد. البته به نظر مىرسد حركت 4 دى ماه كه در لواى مشكلات معیشتى كاركنان زحمتكش شركت واحد صورت گرفت تنها نقطه آغازى بر این فرایند باشد. شاید تسرى این روند در آینده به اصنافى چون «رانندگان تاكسى» و یا «نانوایان» كه همچون رانندگان اتوبوسرانى از ویژگى فراگیرى و تاثیرگذارى قابل توجهى در جامعه برخوردارند دور از ذهن نباشد. این امر ضرورت توجه بیش از پیش مسئولان به حل مشكلات معیشتى اقشار پاییندستى جامعه با الویتبندى كارگران و گروههاى اجتماعى كه در ارائه خدمات عمومى فعال هستند را گوشزد مىكند. واكنش جریانات سیاسى به این موضوع نیز در نوع خود قابل توجه است، در این بین بخش رادیكال جریان موسوم به اصلاحطلب كه از سرآغاز روند اعتراضات، با شور و حرارت خاصى به دنبال تهییج، گسترش و بهرهبردارى سیاسى از این تحركات بودند، در این مرحله نيز در ادامه همان سیاست با استفاده از پیادهنظام دانشجویى و رسانههاى وابسته به خود به بزرگنمایى رخداد چهارم دى ماه پرداختند. در همین رابطه انجمنهاى وابسته به طیف علامه دفتر تحكیم در بیانیههایى جداگانه به حمایت از اعتصاب پرداختند و نامزد ناكام آنها در انتخابات ریاست جمهورى نیز در سرمقاله دهم دى ماه روزنامه شرق به این موضوع پرداخت. اما در این بین اصلاحطلبان دولتى كه با سیاستگذارى غلط طى 8 سال گذشته در تشدید مشكلات معیشتى اقشار مستضعف جامعه نقش داشتهاند سیاست سكوت را دنبال كردند. در دیگر سو، جریان موسوم به جبهه اعتدال یا همان كارگزاران هم كه عملكرد نادرست نیروهاى پیاده نظام آنها بر تشكیلات رسمى كارگرى در دفاع از حقوق كارگران، زمینه اقبال بخشى از جامعه كارگرى به سندیكاهاى به ظاهر مستقل اما داراى علامت سوال را فراهم آورده، موضع مشخصى در قبال این تحولات نگرفته و تنها برخى فعالان تشكیلات رسمى كارگران ضمن پاك نمودن صورت مسئله در برخورد با جریانات كارگرى غیرهماهنگ صحه گذاشتند. همچنین جریان اصولگرا نیز در این میان به علت عدم هماهنگى میان دو طیف اطرافیان رییس جمهور و طرفداران شهردار تهران در مجلس و شوراى شهر تهران، تاكنون نتوانسته در برابر این تحول آرام كه ممكن است در آینده نزدیك به چالش جدى دولت و مجموعه اصولگرایان تبدیل شود، تدابیر مناسبى را اتخاذ كنند. نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|