| آخرین عناوین سیاسی
آخرین عناوین
|
|
:: شریعتمداری: دم خروس یا قسم حضرت عباس؟ نسخه چاپی ارسال برای دوستانچهارشنبه، 28 دي 1384 - 07:35 شریعتمداری: دم خروس یا قسم حضرت عباس؟ سرمقاله امروز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری علی «ع» و عصر خمینی
1-آن شب- حدود 4سال پیش- جمعی از دوستان به مناسبتی دور هم جمع شده بودیم. دوستانی كه در گذشته ای نه چندان دور، خط سیاسی مشتركی داشتند و «خط امام» را فصل الخطاب میدانستند. اما، در آن هنگام، برخی از آنان سلیقههای سیاسی دیگری برگزیده بودند، بی آن كه سلیقه جدید و بینش و منش سیاسی خود را بیرون از «خط امام» تلقی كنند! یكی از دوستان كه بعد از پیروزی انقلاب مناصب و مسئولیتهای مهمی داشت، زبان به گلایه گشوده و با تندی و حرارت اعتراض میكرد كه چرا فلانی- یكی از شخصیتهای سیاسی كه اكنون در جناح سیاسی مقابل او قرارداشت- فلان نظر اقتصادی و اجتماعی را مطرح كرده است و بر این باور بود كه نظر او با آنچه حضرت امام(ره) میفرمود متفاوت و حتی در تضاد است. عده ای به حمایت از وی و تعدادی به تقابل با او برخاستند و تنور بحث، داغ و پرسروصدا شد. در این هنگام، نگارنده از آن دوست معترض كه به شدت سنگ اصلاحات و دوم خرداد را هم به سینه میزد، پرسیدم؛ فلانی! چرا فرهنگ شهادت را برخاسته از خشونت طلبی و نشانه دوری از جامعه مدنی میدانی؟!... همهمهها، یكباره فرو نشست و دوست معترض كه با آنهمه ادعای پیروی از خط امام، انتظار این اتهام سنگین را نداشت، با انكاری آمیخته به عصبانیت گفت؛ شوخی میكنی؟ گفتم؛ نه! كاملا جدی هستم و پرسشهای جدی دیگری هم دارم، چرا بر این باوری كه حضرت امام(ره) را باید به موزه تاریخ سپرد؟ چرا معتقدی، مشكل اصلی ملت ایران، آن است كه در میان آنها، هنوز خدا نمرده است؟ آیا شرمنده نیستی كه میگویی مولای شهیدمان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، قربانی خشونت جدش، رسول خدا(ص) در صدر اسلام شده است! و اگر رسول خدا(ص) در بدر، حنین، احد و تبوك با مشركان نمیجنگید و آنان را به هلاكت نمیرساند، فرزندش حسین(ع) نیز در كربلا كشته نمیشد؟! و با كمال بی ادبی و نادانی نتیجه میگیری كه شهادت امام حسین علیه السلام، تاوان خشونت جدش رسول خدا(ص) بوده است؟!... سخن كه به اینجا رسید، دوست مورد اشاره ما توان از كف داد و اجازه نداد فهرست طولانی از این نمونهها كه در ذهن داشتم را برشمارم، با صدایی كه از فرط عصبانیت میلرزید، گفت؛ این مزخرفات چیست؟ تو در اسلام و ایمان من شك و تردید میكنی؟ گفتم؛ یعنی این به قول خودت مزخرفات تاكنون به گوشت نخورده است؟ پاسخ داد؛ همه اینها را شنیده و خوانده ام ولی به من چه ربطی دارد؟ فلانی و فلانی و... این چرت و پرتها را بافته اند. پرسیدم؛ مگر جنابعالی با فلانی و فلانی و... هم پیمان نیستید؟ و مگر حزب و گروه شما با آنها در ائتلاف و یكپارچگی به سر نمیبرد؟ گفت؛ مگر میشود تصور كرد كه من با آنها هم عقیده باشم؟ گفتم؛ آنها كه با هزار زبان بلند و قلم آشكار، از هم پیمانی خود با شما و دوستان هم حزبی شما دم میزنند و همه میدانند كه شما نیز با آنان رفیق گرمابه و گلستانید. همه ساكت بودند و او كه از شدت عصبانیت، نزدیك به انفجار بود، گفت؛ آنها غلط كرده اند... گفتم؛ اگر این دیدگاهت را بشنوند، بعید نیست، آشكارا یا در دل بگویند؛ تو غلط كرده ای كه این پیوند آشكار را انكار میكنی؟! اگر چنین است و با آنان سر و سرّی نداری، آشكارا، علیه آنها موضع بگیر و فقط هم، اظهارات ضد اسلامی، ضد امامی و ضد انقلابی آنها را نفی كن. ما، این موضع تو را تیتر اول كیهان میكنیم، چرا روزه ات را علنی میخوری ولی نمازت را در پستو میخوانی؟!... دوستان به وساطت برخاستند و ماجرا كه میرفت به غائله ای تبدیل شود، فرونشست... بنده خدا، فلان دیدگاه اقتصادی از فلان شخصیت سیاسی را كه در جناح او نبود، به چماق ضدیت با خط امام(ره) میكوبید و در همان حال، با دشمنان تابلودار انقلاب، امام- و شاید دشمنان اسلام- دست در یك كاسه داشت! و جای این تردید جدی را باقی میگذاشت كه بالاخره باید دم خروس را باور كرد- كه به وضوح دیده میشد- یا قسم حضرت عباس(ع) را كه معلوم نبود صادقانه است یا به تزویر؟!... البته، نگارنده با شناختی كه از او دارم، میدانم، با آن جرثومههای تباهی به دل و عقیده، هم پیمان نیست ولی چه سود، كه نتیجه بیرونی -در هر حال- یكی است. 2- این روزها، افراد و اشخاص و گروههایی از همان دست را میتوان دید كه مواضع و عملكردشان طی چند سال گذشته نشان میدهد، برخی از بدیهی ترین دیدگاهها و نظرات امام راحل(ره) را نادیده گرفته و گاه، به گونه ای غیرمستقیم به آن تاخته اند و یا -حداقل- در مقابل تاخت و تاز و بی حرمتی آشكار گروههای هم پیمان خود به بینش و منش حضرت امام(ره) سكوت كرده اند، اما، امروز به بهانه اظهارات فلان روحانی بی غرض و پاكدل و شاید كج سلیقه -كه از قضا، شاگرد یكی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم نیز بوده است- فریاد وا خط اماما! برآورده اند... انگار فراموش كرده اند كه در گذشته ای نه چندان دور، برای ائتلاف و هم پیمان شدن با برخی از گروههای ضد امام و انقلاب، تابلوی «خط امام» را از سر در حزب و گروه خود پائین كشیده بودند تا در بازار به ظاهر گرم لیبرال دموكراسی غرب، از هم پیمانهای «آمریكوفیل» و «جفرسون دوست» خویش خجالت نكشند!!... اگر هم، بر فرض، كسی به خطا سخنی بگوید كه با بینش امام راحل(ره) همخوانی نداشته باشد، انتقاد و اعتراض به او تنها از سوی كسانی قابل قبول و پذیرفتنی است كه خود در صراط مستقیم حضرت امام(ره) باشند، نه برخی از كسانی كه تا چند ماه پیش و قبل از آن شكست بزرگ انتخاباتی، اصلی ترین بخشهای بینش و منش امام راحلمان(ره) را نادیده انگاشته و در هوای كرسیهای قدرت، با دشمنان تابلودار امام(ره)، مروجان سكولاریسم- از هر دو نوع «مدرن نما»! و «انجمن حجتیه»!- پالوده میخوردند و زلف خود را به مفسدان اقتصادی گره زده بودند!... هنوز هم دیر نشده، این آقایان میتوانند، ابتدا، به وضوح و آشكارا- نه در پستوها- از دشمنان امام(ره) كه طی چند سال گذشته با آنان رفیق گرمابه و گلستان بودند، ابراز تنفر كنند و به خاطر خونی كه با مواضع خود به دل دوستداران امام(ره)، یعنی تودههای عظیم مردم مسلمان و انقلابی ایران كرده اند، توبه كنند و سپس با اتخاذ مواضع خط امامی، واقعی بودن توبه خود را به مردم اثبات كنند و بعد، از خط امام، دم بزنند. چرا كه، به قول حافظ «شستشویی كن و آنگه به خرابات خرام»... 3- اگرچه پیامبران الهی، همه در انجام رسالت خویش با سختی و رنج قرین بوده اند و پیامبر اكرم اسلام(ص) خود میفرمایند «هیچ پیامبری به اندازه من آزار و اذیت ندیده است» و بر همین روال، ایمان آورندگان به پیامبران خدا، نیز از آن سختیها -هرچند در مقیاسی غیرقابل مقایسه با آنان- نصیبی داشته اند، ولی جانشینان پیامبران خدا، با سختیهایی از سنخ دیگر روبرو بوده اند كه در زمان حیات رسولان الهی سابقه نداشته و یا سابقه كمتری داشته است و صد البته، پیروان آنها در این دوران نیز. اگر از غائلهها و مشكلاتی كه منافقان بعد از رحلت رسول خدا«ص» آفریدند و یا انحرافی كه شماری از خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا پدید آوردند، و... صرفنظر كنیم، از جمله دشواریها، توهم برخی از خواص بوده است كه جایگاه خود را فراتر از آنچه واقعاً بود میپنداشتند و بر این انگاره پوچ تا آنجا اصرار داشتند كه به مرز خروج از حلقه یاران وفادار و مردم پاكباخته و با ایمان میرسیدند، بی آن كه خود متوجه باشند و یا در ژرفای دل خویش بخواهند. این توهم، بعد از رحلت رسول خدا«ص»، كسانی را از حلقه آن بزرگوار بیرون آورد و كسانی دیگر نیز، به خود آمدند و از نیمه راه، بازگشتند.... چه میدانیم؟! شاید نگرانی از انحراف آنان، بخشی از درد دل مولایمان علی«ع» بود كه شب هنگام با چاه درمیان میگذاشت. به نظر میرسد، بعد از آن كه امام راحل ما «ره»، خرقه خاكی فرو نهاد و به عالم پاك رفت، همان ماجرا در میان برخی از خواص به تكرار نشسته باشد و كسانی- خدای نخواسته- اندازه خویش بیشتر از اندازه پنداشته باشند، غافل از آن كه، دوام «خط نوشته» همراهی با امام«ره»، بر تابلوی بالای سر آنان به ادامه این همراهی بستگی دارد و اگر چنین نباشد، خیلی زودتر از آنچه میپندارند كمرنگ و سپس محو خواهد شد. 4- فردا، عیدغدیر و سالروز آغاز امامت علوی (ع) است. امام راحل ما«ره» میفرمود: «ولایتی كه در حدیث غدیر آمده است به معنای حكومت است» و مولایمان علی(ع)، در دوران حكومت خویش چه خون دلها خورد، تا آن امانت الهی را بی كم و كاست به آیندگان سپرد.... هزار و چند صد سال بعد، مردمی در ركاب مردی از سلاله او جان بركف گرفتند كه آن ابرمرد زمان -بعد از امامان معصوم«ع» -آنان را از مردم زمان رسول خدا«ص»، علی مرتضی«ع» و... وفادارتر و خوب تر معرفی فرمود. و چنین بود كه این بار، اگر چه خدعههای آن دوران بازهم به میدان آمد، اما دوامی نداشت و بار دیگر علی بود در عصر خمینی(ره)... «عید بر عاشقان مبارك باد، عاشقان عیدتان مبارك باد.»
نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|