| آخرین عناوین سیاسی
آخرین عناوین
|
|
:: خانم عبادی، وطندوستی و مساله هستهای نسخه چاپی ارسال برای دوستانسه شنبه، 4 بهمن 1384 - 14:57 خانم عبادی، وطندوستی و مساله هستهای 
مهدی علیخانی
بیتردید آزادی بیان از حقوق لاینفک شهروندان و جوامع دموکراتیک محسوب میشود و اصل متقنی از حقوق بشر است، اما آیا با تکیه بر این حق میتوان تا آنجا پیش رفت که اصول ملی و میهنی را نادیده گرفت و وطنفروشی کرد؟ مقاله اخیر خانم «شیرین عبادی» در روزنامه لوسآنجلستایمز که بطور مشترک با «محمد سهیمی» استاد دانشگاههای آمریکا در تاریخ دوم بهمن ماه جاری (22 ژانویه 2006) و سخنان ایشان در ارتباط با بیخطر دانستن فعالیتها و تأسیسات هستهای رژیم (دموکراتیک) صهیونیستی(!) و تقاضای محدودیت تحقیقات دانشمندان هستهای ایران و ارائه طرحهای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران، تعجب و تأسف اینجانب را برانگیخت و برآن داشت تا از سهم شهروندی خود از آزادی بیان استفاده نمایم و از آنجایی که مطالعات و پژوهشهایی در ارتباط با مباحث مورد اشاره ایشان داشته و دارم، مطالبی را یادآوری نمایم. خانم «عبادی» در قسمت نخست، فعالیتها، زرادخانهها و تأسیسات هستهای رژیمی را بیخطر تلقی نمودهاند که مخاطره آمیز بودن آن برای جامعه جهانی اظهر من الشمس است. تعجب اینجانب از آنجایی است که طبق شواهد تاریخی و اذعان رسمی مؤسسان و رهبران این رژیم غاصب چون موشه دایان و شیمون پرز، کلید بقای اسرائیل در گروی رسیدن به تکنولوژی سلاحهای هستهای است و تداوم این سیاست و جهتگیریهای این رژیم در زمینه بیاعتنایی و عدم پذیرش پیمانها و قراردادهای منع گسترش سلاحهای هستهای، جای شک و تردیدی را باقی نمیگذارد و افشای فعالیتهای سری اسرائیل توسط دانشمندان و کارکنان این رژیم مهر تأییدی برآن است. و بهراستی، اگر تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی بیخطر است، چرا تاکنون به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه هیچگونه بازرسی از تأسیسات خود را نداده و از امضای معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای امتناع میورزد. در این راستا ذکر نمونههای مستند زیر نیز مؤید این ادعاست: در سال 1965 «آباابان» از نقطهنظر اسرائیل عنصر جاودانگی را با گفتن «ما میخواهیم در ذهن اعراب شك و عملاً بیتفاوتی و نومیدی را درباره رویای حذف اسرائیل از نقشه جهان ایجاد كنیم» تشریح كرد.(1) نظر «دایان» آن بود كه بمب هستهای تنها برگ برنده در مسابقه بیانتهای سلاحهای عادی است كه اسرائیل نمیتواند از آن بگذرد.(2) در دهه 1960 اسرائیل حداقل دوبار عملیات سری برای دستیابی به اورانیوم غنیشده و پلوتونیوم انجام داده است. اولی مشهور به «انحراف نومك» است.(3) در سال 1967 «كمیته مقررات هستهای» (NRC) ایالات متحده اجازه داد كه هشت هزار پاوند از اورانیوم و پلوتونیوم غنی شده از موجودی كسر گردد. 1000 پاوند از این مواد دارای كیفیت بسیار بالایی بود كه فقط 22 پاوند از آن برای ساختن یك بمب كافی به نظر میرسید. سیا و آژانس اطلاعاتی دفاعی (دیا) و چندین عضور كنگره از جمله سناتور «موریس اودال» متقاعد شده بودند كه دویست پاوند از آن در سال 5-1964 به وسیله «شركت تجهیزات و مواد هستهای» (نومك) به اسرائیل داده شده است.(4) عملیات محرمانه دوم مشهور به مسئله «پلمبات» است.(5) مؤسسه حمل و نقل آلمانی «شیرزبورگ» در نوامبر 1968 در مدیترانه مورد هجوم واقع شد و 200 تن از مواد هستهای كه از هلند صادر میشد به وسیله موساد به غارت رفت. كنترل سست «اوراتوم» این امر را امكان بخشیده و آنچنان برای كمیسیون اتمی اروپا پردردسر بود كه مسئله برای نه سال مخفی نگه داشته شد.(6) در 5 اكتبر 1986، روزنامه ساندیتایمز انگلیس گزارشی را منتشر كرد كه از وجود تسلیحات هستهای اسرائل پرده بر میداشت. این افشاگری مدیون اطلاعاتی بود كه «مردخای وانونو (Mordechai Vanunu)» در اختیار خبرنگار روزنامه ساندیتایمز گذاشت. عكسهایی كه وانونو (تكنسین سابق نیروگاه هستهای دیمونا)، از تأسیسات هستهای اسرائیل تهیه كرد و به ساندی تایمز ارائه كرد، تا به امروز تنها مدرك مستند فعالیت هستهای اسرائیل به شمار میرود. اهمیت این افشاگری برای دولت اسرائیل به اندازهای بود كه وانونو توسط سرویس اطلاعاتی - امنیتی اسرائیل ربوده شد. وی پس از ورود به رم در 13 سپتامبر 1986، با فرمان مستقیم «شیمون پرز»، نخستوزیر وقت اسرائیل و توسط سرویس اطلاعاتی - امنیتی ربوده و مخفیانه با كشتی به اسرائیل بازگردانده شد. وانونو اندكی بعد پشت درهای بسته دادگاه ویژه اسرائیل محاكمه و به اتهام خیانت به اسرائیل به 18 سال زندان انفرادی محكوم شد. البته اظهارات وانونو در سال 1990، توسط «سیمور هرش» (گزارشگر پژوهشی نیویورک تایمز) در کتابی با عنوان (راه حل سامسون) مورد تأیید و تآکید قرار گرفت. اما در سالهای پس از محاكمه وانونو، سكوت سنگینی بر اخبار سلاحهای هستهای اسرائیل سایه افكند، تا اینكه چهار سال پیش «ایسام مخول (Issam Makhoul)» برای نخستین بار در پارلمان اسرائیل در مورد برنامه هستهای اسرائیل صحبت كرد. اما این اقدام «مخول» كه یك نماینده عرب - اسرائیل است، به شدت با اعتراض دیگر نمایندگان مجلس اسرائیل مواجه شد. این در حالیست که علیرغم آزادی مشروط «وانونو» در سال گذشته بدون اجازه مصاحبه و ترک اسرائیل، وی هنوز با گذشت سالها زندان انفرادی، تأسیسات و فعالیتهای هستهای اسرائیل را برای منطقه و جهان بسیار خطرناک تلقی میداند. در این رابطه، گزارش دفتر ارزیابی فناوری برای كنگره آمریكا، چنین نتیجه میگیرد كه: «اسرائیل دارای «تواناییهای جنگافزار شیمیایی تهاجمی اعلام نشده» است و «گزارشهای حاكی است كه برنامه اعلام نشده برای تولید جنگافزار میكروبی تهاجمی» دارد، چه كسی میتواند در صحت آنها تردید یا با آنها مخالفت كند؟ در مورد انواع بمبها، موشكها، سیستمهای حمل و شلیك آنها، گازهای شیمیایی، میكروبها؟ تلآویو مقدار زیادی از آنها دارد. ما بحث درباره این موضوعات را فقط به این دلیل فراموش (!) میكنیم كه موضوعی مناسب برای بحث دیپلماتیك مؤدبانه نیست (!)».(7) از طرفی یکی از اصلیترین و خطرناکترین تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی که در سال 1958 دایر شد و عمر 40 ساله آن نیز پایان یافته و خطر نشت تشعشعات هستهای از آن اردن و مصر را به علت جهت وزش باد تهدید میکند، نیروگاه دیمونا (Dimona)، است. دیمونا كه یك بار توسط «دیوید بنگورین» به عنوان یك كارخانه نساجی معرفی شده بود، با تكنولوژی و كمك مستقیم فرانسویها ساخته شد. نخستین بار، این نیروگاه توسط هواپیماهای جاسوسی یو.2 آمریكایی شناسایی شد. سوخت نیروگاه دیمونا از نوع اورانیوم و توان آن 70 مگاوات تن (MWT) است. دیمونا قابلیت تولید 40 تا 60 كیلوگرم پلوتونیوم غنیشده را در هر سال دارد كه این مقدار پلوتونیوم برای تولید 5 تا 10 كلاهك هستهای در سال كافی است. حال میتوان فعالیتهای این مراکز هستهای را بیخطر تلقی نمود! در این راستا طی چهار دهه اخیر، برنامه تقویت و گسترش نیروی هستهای اسرائیل كه (بر اساس اسنادی که اخیراً منتشر شدند) با كمك فرانسویها و تحت نظر مستقیم «شیمون پرز» آغاز شد، تا تولید بیش از 200 كلاهك هستهای متعارف و 35 كلاهك هستهای - حرارتی پیش رفته است. در حال حاضر كلاهكهای هستهای اسرائیل در ایلابون (Elabun) نگهداری میشود كه در غرب دریای گالیله و در نزدیكی شهری به همین نام واقع است. ایلابون یكی از دو مركز نگهداری سلاحهای استراتژیك اسرائیل است. دومین مركز نگهداری سلاحهای استراتژیك اسرائیل در تیروش (Tirosh) قرار دارد كه مركز نگهداری موشكهای بالستیك اسرائیل از جمله موشكهای جریكو-2 (Jericho-2) و جریكو -1 (Jericho-1) است. مسئولیت تولید سلاحهای هستهای اسرائیل بر عهده مجتمع تحقیقاتی سلاحهای پیشرفته رافائل است كه تحت نظر مستقیم وزارت دفاع اسرائیل قرار دارد. آنچه بیان شد، گزیده کوتاهی از تأسیسات هستهای رژیم صهیونیستی به عنوان نمونه است که منطقه خاورمیانه و جهان را مورد تهدید جدی قرارداده و شرح کلی آن در حوصله این مقال نیست و ما را از موضوع بحث خارج میکند و تنها برای اهمیت بحث مطرح شد.
در قسمت دوم مقاله خانم عبادی و همکار محترمشان، درحالیکه مردم ایران را حامی فعالیتهای هستهای مسئولان میدانند، تقاضای محدودیت فعالیتهای تحقیقاتی دانشمندان ایرانی و مبارزه با ایران را با راهکارهای پیشنهادی خود دارند که اقدام گروهک منزوی منافقین در دسامبر 2002 را در ذهن تداعی میکند و تأسف از اینروست که ایشان چگونه به عنوان یک ایرانی ! (در حالیکه هزاران دانشجو و ورزشکار ایرانی با تشکیل حلقه انسانی برگرد تأسیسات هستهای نطنز و اصفهان، تداوم تحقیقات بومی و صلحآمیز هستهای را فریاد میزنند) ایشان چنین تقاضایی میکنند؟! مگرنه اینکه صلحآمیز بودن تحقیقات و فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران در بازرسیهای مکرر آژانس بینالمللی انرژی هستهای، تعلیق داوطلبانه غنیسازی و گزارشات متعدد رئیس آژانس، بارها در نشستهای گذشته مورد تأیید واقع شده است. پس آیا براستی اظهارات ایشان در آستانه برگزاری نشست آتی شورای حکام، آب به آسیاب بدخواهان این مرز و بوم ریختن نیست و حاکی از وطنپرستی است؟! خانم عبادی گروهی را به محدود کردن فعالیتهای هستهای ایران فرا میخواند که علیرغم داعیهداری تبیین اصول اولیه حقوق بشر و اجرای آن در اروپا، در بیانات اخیر خود استفاده از تسلیحات هستهای را دربرابر دشمنان خود امری ضروری و اجتنابناپذیر تلقی میکنند و در ایالات متحده در پی ساختن نسل جدیدی از بمبهای متوسط هستهای هستند و این ادعا در حالیست که به اذعان سران رژیمی که ایشان تأسیسات هستهایش را بیخطر میپندارند، اگر ایران بدون نظارت و خارج از محدودیتهای بینالمللی به تحقیقات در زمینه ساخت تسلیحات هستهای بپردازد، دستیابی به اولین سلاح، حداقل یک دهه بطول میانجامد. در صورتیکه بر اساس آمار، رژیم صهیونیستی در حال حاضر بیش از 300 کلاهک هستهای در اختیار دارد و بارها در مقاطع مختلف تهدید به استفاده از آنها کرده است. لذا برای خانم عبادی که افتخار جایزه صلح نوبل را در کارنامه فعالیتهای خویش دارند جای تأسف است در حالیکه خارجیان براساس واقعیات و شواهد، فعالیتهای صلحآمیز هسته ای ایران را به رسمیت میشناسند، ایشان به عنوان یک ایرانی به راحتی فعالیتهای هستهای رژیمی را که دستش به خون هزاران زن و مرد و کودک بیگناه آلوده است را بیخطر قلمداد میکنند و اساس این رژیم را دموکراتیک (!) میدانند و در کنار هموطنان خود که در سادهترین صحبتها و اظهارنظرها یک دل و یک صدا تداوم تحقیقات و فعالیتهای بومی دانشمندان هستهای این سرزمین را خواستارند، تقاضای محدودیت این تحقیقات را از کسانی دارند که جزئیترین و حیاتیترین حقوق مردم را به رسمیت نمیشناسند! آیا این براستی وطن پرستی است یا وطنفروشی؟!
پینوشت:
------------------------------------
1- - Abba Eban. Jew Observer and Middel East Review دوم ژوئیه 1965. 2- برنامه پانوراما- BBCI، 29 ژوئن 1978. 3- Numec Diversion. 4- گاردین- لندن، 20 اوت 1977. 5- Plumbat. 6- - The Plumbat affair- London – Andre Oeutsch 1978 7- گزارش محرمانه دفتر ارزیابی کنگره امریکا، به نقل از روزنامه گاردین.
نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|