محسن حدادی
حادثه دوشنبه عصر دانشگاه شهید شریف بیش از آنكه برای جامعه دانشگاهی كشور تلخ باشد، تقدس ساحت علمی كشور را زیر سوال برد كه البته خاك به خورشید پاشیدن بود و ننگی برای مدعیان گفتگو و آزدای بیان.
حادثه دوشنبه عصر دانشگاه شهید شریف كه بیشتر به میدانی برای عرض اندام گروهها و شخصیتهای افسرده این چند ماه اخیر شبیه بود، پیش از آنكه نكات اخلاقی سیاسی خاص را به ذهن متبادر سازد حكایت از دوران طلایی! حكومت فرهنگ و گفتگو و تعامل در سالهای گذشته در محیطهای علمی كشور است. آنجا كه امر به معروف و نهی از منكر دخالت و تجسس در امور دانشجویی لقب میگرفت، آنجا كه تریبون آزاد یعنی فحاشی به نظام و آزادی اندیشه یعنی فحش به رهبری و روحانیت و آن هنگام كه تجمع باید با تصویب بیانیهای علیه بسیج و نهاد و... به پایان میرسید، آن زمان كه به اسم كارآفرینی و ایجاد كار گروه بیتالمال به یغما میرفت و تخممرغ شكنی! نهایت فعالیت دانشجویی میشد، وقتی كه نشریه دانشجویی تریبون فلان حزب برای تخلیه فریادهای افراطی زمان دار! و بهمان شخص ضد انقلاب یك شبه چهره شده و فعال سیاسی لقب گرفته قرار میگرفت؛ بایستی روزهایی را به انتظار مینشستیم كه شهید را نماد خشونت اعلام كنند.
فراموش كردهایم در چه نظامی نفس میكشیم و چرا و با چه هویتی در دانشگاه عَلَم علم بر دوش میكشیم و سینه چاك این و آن میشویم، تاریخ همیشه تكرار حوارث تلخ و شیرین است، از آزادی اندیشه سال 76 تا فحاشی و هتك حرمت 16 آذر 83، آنچه بیش از پیش نمایان است، فراز و فرود عدهای را مینماید كه ماهیگیران بسیار خوبی از آبهای گلآلود هستند، این را در عمل ثابت كرده اند.
حادثه دوشنبه را میتوان سربازشدن دمل چركینی از جریان شكستهای سیاسی پی در پی در كشور دانست اگرچه به زعم نگارنده این حادثه تلخ، شیرینیاش بسیار بیشتر از تلخی ظاهری آن بود علاوه بر اینكه آخرین دست و پازدنهای برخی طیفهای آویزان دانشجویی را نشان داد، چهره حقیقی عناصر شبه دانشجو كه طلاب عرصه علم و دین كشور هستند را رونمایی كرد.
حضراتی كه تا دیروز زیر علم آزادی بیان سینه میزدند، امروز حاملان پیكرهای سربازان گمنام انقلاب را وحشی! مینامند. آنها كه روزی انجمن اسلامی را مایه افتخار نظام دانشگاهی كشور معرفی میكردند امروز ببینید كه چطور ذلت و ننگ دانشجویان و دانشگاهیان شدهاند. چگونه است كه هنگام ذكر مصیبت و مداحی، سوت و كف انجمنیها _كه البته مثل همیشه به لباس شخصیها تبدیل میشوند و غیر دانشجو _ مجاز است! گردن چه كسانی را این سالها كلفت كردیم و صدای چه عدهای را پروردیم كه اینگونه مقدسات را در یكی از مقدسترین ساحتهای علمی كشور – دانشگاه – به استهزاء بگیرند و بعد هم با اقدام عملی كه روزگاری را برای مخالفت با آن همه كار كردند، ادامه دهند.
چه شد آن همه ''خشم و هیاهو'' كه گروههای فشار دانشگاهها را بر محیط ترس و لرز دانشجو تبدیل كردهاند.
اینكه رئیس یك دانشگاه به بدترین شكل مورد نوازش منتقدانه! عدهای صاحب عقل و فضل و اندیشه و بیان و حق و گفتمان قرار بگیرد، گفتگوی اندیشههاست؟ حرمت و امنیت دانشگاه را تنها بسیج و نهاد زیر سوال میبرد!؟
امروز چه كسی گروه فشار است؟ امروز چه كسی ترس را بر پیكره دانشگاه انداخته است؟ امروز صدای افراط جاهلانه و مغرضانه از سوی چه كسی بلند شده است؟ امروز چه كسی پاسخگوست؟ احتمالاً دولت احمدینژاد، چون پاسخگوی مورد نظر در دسترس نیست!
نیست كه ببیند و بشنود میراث ارزشمند گفتگو و گفتمان چهها كه نمیكند؟ عقدههای سرخوردهای كه دوشنبه عصر یكباره سربازكرده سالها بود در پس لبخندها و ژستهای سیاسی پنهان شده بود و منتظر فرصت بود تا نشان دهد 18 تیر واقعی و مظلومیت دانشگاه و دانشجو یعنی چه؟
خودتان بخوانید تا بهتر برایتان هضم شود...
دوشنبه عصر. دانشگاه صنعتی شهید شریف، برداشت اول
قرار است سه شهید گمنام در مسجد دانشگاه به خاك سپرده شوند، انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف با برپایی تجمعی در پی آن بود تا از این اقدام جلوگیری كند. اعضای این تشكل از ساعتها پیش از آغاز برنامه با تجمع در محل در نظر گرفته شده برای به خاكسپاری شهدا مانع از نزدیك شدن دیگران به این محل میشدند. با نزدیك شدن به زمان اعلام شده برای شروع مراسم، شعارهای اعضای انجمن اسلامی هم شروع شد. این جمع هنگام ذكر مصیبت در مراسم به خاكسپاری، به كف و سوت زدن پرداختند. هر چند این تصمیم در شورای فرهنگی دانشگاه كه نماینده انجمن اسلامی در آن حضور دارد گرفته شده بود اما این تشكل باز هم با این تصمیم قانونی مخالفت كرد.
یكی از اعضای انجمن اسلامی كه سابقه چهار ترم مشروطی و اخراج از خوابگاه به دلیل قطع برق خوابگاه را در پرونده خود دارد، لحظاتی پس از شروع مراسم، با رفتن به پشتبام مسجد، سیمهای بلندگوهای مسجد را قطع كرد كه مدتی باعث اختلال در اجرای مراسم شد.
با شروع صحبتهای یكی از مسئولین برنامه، مخالفین با سوت و كف از ادامه صحبتهای او جلوگیری كردند. حدود ساعت 14، دانشجویان موافق به مخالفان اجازه دادند كه نظرات خود را از تریبون اعلام كنند كه در ادامه نزدیك به 10 نفر موافق و مخالف به بیان نظرات خود پرداختند البته در تجمع روز گذشته انجمن اسلامی، آنها اجازه صحبت كردن به مخالفین خود را نداده بودند.
هنگام ورود تابوت شهدا به مسجد دانشگاه شریف، تعدادی از اعضای انجمن اسلامی پس از اهانت به دیگر دانشجویان و سردادن شعارهای نامانوس، به داخل جمعیت تشییع كننده، چند نارنجك پرتاب كردند.
دوشنبه عصر. دانشگاه صنعتی شهید شریف، برداشت دوم
هنوز به دفتر خود نرسیده كه از طرفین احاطه میشود. نه چیزی پرسیده میشود و نه اجازه صحبت به او داده میشود. فقط داد و فریاد. و بعد با هل دادن دكتر قضیه اوج میگیرد. به سمت اتومبیل خود كنار زمین چمن میرود اما افرادی كه دیگر نمیتوان اسم دانشجو روی آنها گذاشت شیشه جلوی ماشین را میشكنند و آنچنان ضرباتی به بدنه آن وارد میكنند كه سمت راست اتومبیل كاملا تغییر شكل میدهد. دكتر را به سمت ساختمان اداری میبرند در حالیكه سه یا چهار نفر او را كمك میكنند، حدود 80 نفر از پشت قصد حمله دارند. یك نفر به سرعت از روبروی دكتر سهراب پور به او حمله میكند. در حالیكه میدود، با پا به سمت دكتر میپرد، ضربهای وارد میكند و سپس با مشت او را به شدت مضروب میكند. ضربات بعدی نیز از راه میرسد. جمعیت در حالی یك استاد دانشگاه را در حالیكه تنها و بی دفاع است، ضرب و شتم میكنند كه تا چند لحظه پیش، به موج جمعیتی كه شهدا را تشییع میكردند، ‹‹وحشی›› خطاب میكردند. دكتر كه تعادل كافی ندارد در حالیكه زیر بغل او را گرفتهاند به داخل ساختمان میرود. جمعیت هنوز به دنبال او میرود و شیشهها را هم میشكنند ولی نمیتوانند وارد ساختمان شوند. ناسزاها و فحشها، عابران خیابان آزادی را نیز متعجب میكند، ولی جمعیت مهاجم هر لحظه بدتر میكند.
مهاجمین دو طرف ساختمان اداری را گرفتهاند و نمیگذارند كه او خارج شود حتی با وجود اینكه میدانند حال خوشی ندارد و باید با آمبولانس به بیمارستان منتقل شود. بسیاری از این مهاجمین كسانی هستند كه چند ماه پیش در حمایت از او امضا كردند و امضا گرفتند. اما امروز به خاطر اینكه تصمیمی گرفته كه به مذاق این عده خوش نیامده، او را چنان میزنند كه اگر ادامه مییافت معلوم نبود چه میشد.
با اهانت به رییس دانشگاه و استاد كامل دانشكده مكانیك، تنها چیزی كه حاصل شد این بود: ‹‹حرمت دانشگاه و دانشجو و استاد›› دیگر عبارتی بیمعنی است و گرنه مهاجمین به چیز دیگری نرسیدند. آخر یكی بگوید: دانشجو چطور میتواند با مشت و لگد به جان استاد خود بیفتد؟ آن هم استادی كه سنی از او گذشته و چندی قبل به خاطر مشكل قلبی، تحت معالجه بوده.
مهاجمین كه از فحاشی و ضرب و شتم سیر نشدهاند، نردههای دانشگاه را از جا میكنند. حتما نردهها نیز در اتفاقات اخیر نقش مهمی داشتهاند!
منبع: خبرگزاری شبستان
نظر بدهید
نسخه چاپی
ارسال برای دوستان