| آخرین عناوین سیاسی
آخرین عناوین
|
|
:: یادداشت دختر گلآقا درباره كاریكاتور جنجالی! نسخه چاپی ارسال برای دوستانسه شنبه، 2 خرداد 1385 - 14:53 یادداشت دختر گلآقا درباره كاریكاتور جنجالی! پوپك صابریفومنی «گلنسا»
اختصاص چند صفحه از روزنامه ایران جمعه به طنز و كاریكاتور، اتفاقی بود كه آغاز خوبی داشت و دستاندركاران طنز بچهها را خوشحال كرد، اما این حادثه خوب، این روزها سرنوشت تلخی پیدا كرده. پس از چاپ یك كاریكاتور در این صفحهها كه یك سوسك در جواب یكی از شخصیتها میگوید: «نمنه!» ناگهان اتفاق عجیبی رخ داد. هموطنان آذری زبان این كاریكاتور را توهینی به خود فرض كردند و پس از آن اعتراضها و تحصنهایی در سراسر كشور رخ داد و روزنامه ایران هم با عذرخواهی از هموطنان آذری زبان خبر داد طراح این روزنامه اخراج شده است! شیوه جدیدی كه گویا مدیران مسئول باب كرده اند و معلوم نیست وقتی قرار است نویسنده و طراح مسؤول كامل آثارشان باشند، نقش مدیر مسؤول این وسط چه صیغه ای است؟ از آن طرف محمدرضا باهنر (نایب رئیس مجلس شورای اسلامی) هم ریشه این توطئه را مانند توطئههای اخیر در خارج از كشور دانست! اما كسانی كه مجموعه این كاریكاتورها را در گذشته دیده بودند، میدانند در نهایت این حادثه را میتوان به كم توجهی در حساسیت برانگیز بودن برخی مسائل جامعه بزرگ ایرانی دانست. از طرفی با وجود ابزار دست قرار گرفتن هنر كاریكاتور برای بازیهای سیاسی در جهان امروز، انتظار میرفت روزنامه ایران با دقت بیشتری كارها را انتخاب كند. اما آیا این حادثه كه به احتمال زیاد ناشی از همین سهوها و نه تعمد كاریكاتوریست ایران جمعه بوده، شایسته این همه لعن و نفرین بود؟ قطعاً عكسالعمل همه ما در مقابل شخصی كه در خیابان «بدون غرضورزی و فقط براساس یك حادثه» به ما تنه میزند و بعد هم عذرخواهی میكند با كسی كه راه را بر ما میبندد و یك جفت كشیده توی گوشمان میخواباند متفاوت است. كاریكاتوریست ایران نه یك هنرمند فراری است كه در پاریس یا نیویورك نشسته باشد و بیدغدغه پاسخگو بودن در برابر اثرش، كار كند و نه شخصی است كه سابقه سیاسی داشته باشد و هنرش را وسیلهای برای رسیدن به اغراض سیاسیاش قرار دهد. اگر كمی منطق را وارد این بحران كنیم دیگر نیازی به تكرار تركیب نوپا و تنشزای كاریكاتور اهانتآمیز نیست. اصطلاحی كه ناخودآگاه ذهن شنونده را به سمت ماجرای كاریكاتورهای روزنامه دانماركی هدایت میكند. آیا این كاریكاتوریست با آن كاریكاتوریستها قابل مقایسه است؟ متأسفانه در این میان همان طور كه رحیم بقال اصغری (رئیس انجمن كاریكاتوریستهای تبریز) در یادداشتش اشاره كرده هنر كاریكاتور با توهینآمیز بودن هر چه بیشتر عجین میشود و شاید روزی برسد كه حتی كشیدن كاریكاتور مثلاً شخص بنده باعث شود فكر كنم كاریكاتوریست آن اثر قصد توهین به مرا داشته چون كاریكاتور دیگر بهعنوان ابزار توهین شناخته شده است! آیا این اعتراضها از سوی هموطنان آذریزبان هدایت میشود یا كسانی كه میخواهند جامعه ایران كه امروز بیشتر از همیشه نیازمند به آرامش است وارد فضاهای بدگمانی و اضطراب و ناآرامی شود؟ بهتر نبود آقای باهنر به جای یك عكسالعمل عجولانه در مورد یك كاریكاتوریست ایرانی و یك روزنامه دولتی به توطئههایی كه برای سلب آرامش پیش آمد توجه میكردند؟ همه میدانند و شاید این جمله اضافی باشد كه مؤسسه گلآقا از روز اول تاكنون با هر نوع توهین و دستاندازی و استفاده از لهجه و گویش محلی مخالف بوده و هست. ما از كاریكاتور بهعنوان یك هنر والا و از طنز بهعنوان یك ژانر ادبی نام میبریم و طبیعتاً با هر اقدامی كه ضد این باشد مخالفیم. اما این را از خوانندگان فهیم و مردم مهربان آذری میخواهیم كه كمی منصفانه به این مسأله نگاه كنند. گرهای را كه میشود با دست باز كرد، با دندان محكمتر نكنیم.
منبع: گلآقا نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|