| آخرین عناوین حوادث
آخرین عناوین
|
|
:: یک ماجرای عجیب از پاکستان نسخه چاپی ارسال برای دوستانپنج شنبه، 14 دي 1385 - 19:46 یک ماجرای عجیب از پاکستان اقوام زنی که با یک دانشجوی پاکستانی ازدواج کرده بود، گوشها و بینی شوهر او را بریدند و با تبر ساق پاهایش را شکستند زیرا مرد بیچاره ظاهرا بدون اجازه بزرگترهای قبیله دختر با او ازدواج کرده بود. محمد اقبال به خبرگزاری آسوشیتدپرس، گفت: حدود 30 مرد از اقوام همسرش به خانه روستایی مادر او حمله کردند تا به خاطر بی آبرویی ناشی از ازدواج او با دخترشان از او انتقام بگیرند. اقبال گفت: آنان که خنجر و تبر داشتند فریاد میزدند تو با این کار، آبروی خانواده ما را به لجن کشیدی. اقبال 22 ساله گفت: مهاجمان دیوانه گوشهای برادرش را هم بریدند و به پای مادرش گلوله زدند. منظور احمد افسر، پلیس شهر مولتان - که 3 قربانی در بیمارستانی در آن تحت مداوا هستند - گفت: 7 نفر از عوامل این جنایت در روستای عنایت پور در استان پنجاب، دستگیر شدند و پلیس در تعقیب 22 نفر دیگر از آنان است. شهنار بی بی 19 ساله، همسر اقبال، هنگام حمله در خانه او نبود. شهناز از 2 ماه پیش که اقوام او در حمله به خانه اقبال انگشتان دستها او را شکستند در شهر دیگری زندگی میکند. اقبال که گوشها و بینی او با عمل جراحی تقریبا به حالت اول برگشته، گفت: سال گذشته با رضایت طرفین و به خاطر علاقه به یکدیگر بطور قانونی و شرعی ازدواج کردند و مرتکب خلافی نشده اند. اقبال که از باغ پدر شهناز میوه میخرید و میفروخت با او آشنا شد و ازدواج کردند. خانواده شهناز که از طبقه بالاتر و مالک هستند با این ازدواج مخالف بودند و چند روز پس از عروسی از اقبال به اتهام دزدیدن دخترشان شکایت کردند اما پس از ارائه مدارک قانونی زن و شوهر، اقبال آزاد شد. این زوج یک دختر 3 ماهه به نام شایسته دارند. معلوم نیست با داشتن این همه گرفتاری و چنین اقوام احمقی که وقت داشته اند، بچه دار شوند.
نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|