| آخرین عناوین فرهنگ و هنر
آخرین عناوین
|
|
:: کالین فارل، شبیه کیست؟ نسخه چاپی ارسال برای دوستانچهارشنبه، 14 بهمن 1383 - 16:12 کالین فارل، شبیه کیست؟ منصور ایرانی
با توجه به اینكه این فیلم(اسکندر) در كارنامه هنری «الیور استون» یك نقطه ضعف به حساب میآید و دیگر اینكه این فیلم با تاریخ ایران هم سر و كار دارد و به ما هم مربوط میشود: وقتی فیلم اسكندر(الكساندر) الیور استون را دیدم از دقیقه بیستم به بعد چنان عصبانیتی مرا فراگرفت كه سكوت همیشگی مرا بهنگام تماشای یك فیلم درهم شكست چنانكه تعدادی از دوستان از این خرق عادت شگفت زده شدند. عصبیتی كه نه از خود فیلم(كه فیلم اسكندر به غایت فیلمی ضعیف و سردستی است و حتی قابلیت مقایسه با فیلم قبلیی كه از اسكندر دیده بودم و ریچارد برتن را در نقش اسكندر دیده بودم نداشت) بلكه از بیغیرتی ما و دولتمردان ما كه در قبال مسائل پراهمیتی چون تغییر تاریخ ایران در فیلمهای كاملا سیاسی همچون اسكندر كسی دم برنمی آورد و ... فیلم اسكندر را دیدم و كاش نمیدیدم و آنقدر حرص برای آنهمه بیآبرویی استون و شمایل نسبتا خوبی كه از او داشتم نمیخوردم (البته در فیلمهای سالوادور و پلاتون و حتی نیكسون نیز متوجه دروغهای تاریخی وی شده بودم). این فیلم یكی از پرخرجترین فیلمهای تاریخ سینما(اما به غایت ساده و ضعیف و فاقد حتی یك نمای فیلمبرداری كرین و تحرك سمعی بصری و تعلیق و حتی چهره پردازی و صحنه آرایی معمول هالیوود) است و بازیگرانی چون آنتونی هاپكینز(در نقش بطلمیوس) و آنجلینا جولی(در نقش المپیاس، مادر اسكندر) و كریستوفر پلامر(در نقش ارسطو) و ... در آن حضور دارند و محصول مشترك ۴ كشور آمریكا و آلمان و انگلستان و هلند است و یك اتحاد كاملا غربی را علیه شرق و منحصرا ایران و هند (و علی الخصوص ایران) نشان میدهد به نظرم میرسد كه در اینجا قید میكنم و از تمامی دوستان خارج از كشور كه به آدرسهای میل «الیور استون» و دفاتر فیلمسازی مشهور آمریكا و انگلستان دسترسی دارند، میخواهم كه با پرینت یا كپی گرفتن از این مطالب آنرا حتما بگوش كسانی كه فكر میكنند اگر سر خود را همچون كبك زیر برف كنند و فیلمی بسازند تا با حیثیت ایران و ایرانی بازی كنند كسی از نیرنگ آنها خبر نمیشود حتما برسانند. ۱- آیا از خود پرسیدید كه چرا با وجود آنهمه بازیگر خوش نقش و نگار و جذاب غرب(همچون براد پیت و تام كروز و ...) بازیگر گمی چون «كالین فارل» را در نقش اسكندر نشاندند؟ من به شما میگویم: اگر میخواهید راز این حقیقت را دریابید به چهره و بویژه چشمهای این بازیگر خیره شوید. به نظر شما او شبیه چه كسی است؟ درست حدس زده اید: جورج بوش(همانكه داعیه نجات شرق را از زیر یوغ ظالمان در سر دارد درست شبیه اسكندر كه ایرانیان را از دیدگاه ایشان از چنگال داریوش سوم رها میكند) اما اسكندری كه ما روی نقوش سكه های باستان دیدهایم چهره ای دیگر است او یكی از زیبارویترین سرداران جهان بوده است. همه ما در تاریخ خواندهایم كه در دوره هخامنشیان ایرانیان ملتی آزاد بوده اند و حتی كسانیكه برای ساخت برج و دژ استخدام میشدند نه برده كه حقوق میگرفته اند و ترسیم چهره اسكندر شمایل یك ناجی(به جای شمایل حقیقی این شخص كه چیزی جز ددمنشی و كشورگشایی و جنایت و خونریزی نيست) كه وقتی سپاه ایران را شكست میدهد در فیلم از او استقبال با شكوهی به عمل میآید و همه گل و گلبوته برایش میاندازند!! چیزی شبیه تبلیغات غرب از مثلا استقبال ملت عراق و افغانستان از سربازان جانی آمریكایی ... ۲- صحنهای در تاریخ هست كه در نبرد گرانیكوس اسكندر دستور میدهد دست آن ایرانی را كه به وی تیر میاندازد به نحو فجیعی قطع كنند، اما در این فیلم اثری از نبردهای اصلی وی با ایران همچون گرانیكوس و گوگملا نمی بینیم. شاید بدین خاطر كه این صحنه ها میتوانست چهره مثلا مقدس اسكندر در این فیلم خدشه دار كند. ۳- داریوش سوم وقتی به سلطنت رسید مردی تنومند و ۴۵ ساله بود. این نص صریح تاریخ است. اما در این فیلم شما داریوش را مرد جوان بیست و چند ساله ای میبیند كه سرخاب سفیدآب مالیده است. ۴- شما به چهره ركسانا(یا ركسان زن اسكندر) در این فیلم نگاه كنید. كدام تاریخ نگار نخواهد خندید وقتی یك زن سیاهپوست را در این نقش ببیند. برای دوستان جالب خواهد بود بدانند كه برای ایفای نقش مادر اسكندر از یكی از خوشچهرهترین بازیگران غرب(آنجلینا جولی) استفاده میشود كه حتی در طول فیلم حتی پر هم نمیشود اما بجای یك زن ایرانی كه جهانشگایی چون اسكندر آنرا در گذر از اینهمه خاك و رویت تعداد بیشماری زن و دختر به همسری برمیگزیند یك سیاهپوست كه نمادی عجیب از ایران است تصویر میشود. شاید بهمین خاطر است كه شما در تمامی فیلمهای غربی چهره ایشان را در نجات زمین بیسار ستودنی و زیبا میبینید و چهره هر شرقی را یك دستپاچلفتی لاغر و فكسنی. ۵- اگر استون قصد تعریف تاریخ را دارد از او می پرسیم كه نابودی پرسپولیس(تخت جمشید) در كجای فیلم او جای دارد؟ شبی اسكندر در مستی دستور به آتش كشاندن و ویرانی این تمدن عظیم انسانی را داد كه تاریخ از ایران و اسكندر این فقره را بیش از هرچیر به یادگار دارد. ۶- اسكندر و سپاهش وقتی به خزانههای داریوش دست یافت، پنچاه هزار تالان شاه ایران و این مرز و بوم را غارت كرد و آنرا با لشكریانی عظیم به یونان فرستاد. كجاست این تصاویر غارت؟ ۷- هتك حرمت ناموس مردم توسط سپاهیان اسكندر و چپاول اموال این ملت چیزی است كه الیور استون از آن تعبیر به گلریزان سپاه اسكندر در فیلم مسخرهاش میكند. ۸- اسكندر در سالهای آخر عمر به تایید تاریخ جنونی عجیب داشت و به فردی مالیخولیایی میمانست. كجاست این نمادینهها؟ نمادهایی كه مثلا یكی از دستوراتش در بدو ورود به یك روستای ایرانی در سعدیانا تنها به این بهانه كه در زمان اجداد پنج نسل قبلتر این روستا یك درگیری بوجود آمده، دستور قتل تمامی اهالی روستا را صادر كرد! ۹- از هندیان بیآزارتر در تاریخ كسی ندیده است(البته نسبت به ممالك دیگر). آنان از ابتدای تاریخ ملتی بوده اند كه از ظلم تنفر داشته اند(چه به خود و چه توسط خود). این نمادینه را میتوانید در تمامی فیلمهای هندی آشكارا ببینید. در فیلم اسكندر از خود می پرسیم واقعا بهانه اسكندر برای جنگ با پورس شاه هندی چیست؟ چیزی كه الیور استون نه تنها از پرداخت به آن عاجز است كه حتی این فقره همچون وصله ای عجیب در فیلم وی باقی میماند. ۱۰- فیلیپ (پدر اسكندر) به تایید تمامی تاریخدانان به خاطر هتك حرمت پائوسانیاس و در جدالی با یك مقدونی جوان كه فیلیپ به دادخواهیش در آنخصوص اعتنا نكرده بود كشته میشود. اما در این فیلم میبینیم و میشنویم كه مادر اسكندر در گوش او دائما میخواند كه پدرت را ایرانیان با توطئه كشتهاند و تو باید انتقام وی را از ایشان بگیری. در حقیقت الیور استون از یك دروغ دروغی دیگر میسازد تا بهانه جهانگشایی این سردار غربی را به شیوه نازل و بدوی خود توجیه كند. ۱۱- میدانیم و میدانید كه هفاییستون با اسكندر روابطی همجنسبازانه داشته است. این تایید تاریخ است و سخن من نیست. اما از این رابطه حیوانی در این فیلم یك عشق افلاطونی را میبینید كه الیور استون زحمت پرداخت آنرا كشیده است. ضمن آنكه هفاییستون در اكباتان(همدان كنونی) میمیرد و نه در بابلی كه الیور استون در این فیلم از آن تعریف میكند! ۱۲- همه میدانیم كه اسكندر خود را خدای خدایان(زئوس یا حتی پسر زئوس) و خدای خدایان مصر(آمون و یا پسر آمون) مینامید كه نشان از تكبر و نخوت وی داشت. اما الیور استون چنین عقیدهای ندارد و او را فردی متواضع میانگارد. ۱۳- الیور استون آنقدر احمق است كه حتی نمیداند خواجه شاهكش(باگواس) خیلی قبلتر از حمله اسكندر مرده بود. او یك جوان عجیب را كه در طول فیلم حرف هم نمیزند بعنوان باگواس میگمارد. ۱۴- در فیلم شاهدیم كه یونانیها در غارها خرچنگ و قورباغه ترسیم كرده اند. آیا استون نمیداند كه تمامی نقاشیهای به جای مانده از یونان، نماد انسانها و عمدتا انسانهایی شمشیر به دست و خونریز است؟ ۱۵- سربازان ایرانی با كلاه خودهای عربی و لباسهای عربیتر تصویر میشوند و یونانیها با لباسها و كلاه خودهایی شبه رومی. چیزی كه در لباس زنهای ایران و یونان نیز شاهدیم. فقط رقص «جمیله» و كنیزكان عباسیان و امویان در این فیلم كم است كه احتمالا الیور استون در فیلمهای بعدیش كه به ۲ تا ۳ هزار سال قبل رجعت دارد و تا سال ۳۵۶ قبل از میلاد مسیح و نه پیامبر اسلام به عقب میرود رعایت خواهد كرد!!! ۱۶- میدانیم كه بعدها اسكندر مقدونیه دلبسته ایران شد و حتی لباسشان را پوشید و حتی همسری ایرانی اختیار كرد. در اواخر چنان از كرده خود پشیمان و نادم بود كه حتی در جمع تمامی بزرگان اظهار ندامت كرد و آموخت روشهای سپاه و مملكتداری را از داریوش و ... كجاست این صحنه ها؟ لابد باید این تنفر برای اعماق تاریخ از نظر غرب و الیور استون محفوظ باقی بماند ... ۱۷- و و و .....
وظیفه من و شماست كه این لكههای ننگ را از ایران و ایرانی برچینیم و آن را به سوی كسانی كه خود اسوه ننگ و نخوت در جهان بوده و هستند تف كنیم و شمایل ایران را از هر دشمن خارجی (همچون عوامل سازنده و پشت پرده این فیلم و دولش) و دشمنان داخلی و حامیانشان (همچون آن نویسنده فلان روزنامه و فلان نقد كه از این فیلم تعریف و تمجید هم كرده بودند) پاك سازیم، اگرچه تصویر ایران همواره پاك و عظیم بوده و هست و خواهد بود.
منبع: تالار گفتگوی هنر و سینما نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|