عبدالله شهبازی، محقق و پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر، در سایت شخصی خود نوشت:
آقای محسن رضایی در سخنان انتخاباتی اخیر خود، از جمله در مصاحبه با آقای رسول ملاقلیپور (که به صورت سی. دی. توزیع شده) و در برنامه دیدگاه (که سهشنبه شب، 17 خرداد، از شبکه اوّل پخش شد)، از حضور قدرتمند مافیای مواد مخدر در ایران سخن گفت و حمایت بخشی از قدرت حاکمه از آن. بیان این مسئله از سوی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حائز اهمیت فراوان است و به من جسارت میدهد تا برخی دغدغههای پژوهشی خود در سالهای اخیر را آشکار کنم:
با توجه به جایگاه منحصربهفرد ایران در مسیر ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به اروپا، و با توجه به حجم گسترده توزیع مواد مخدر در ایران، که بهویژه در یکی دو دهه اخیر افزایشی فزاینده و چشمگیر داشته است، آیا میتوان این تجارت را بدون «حمایت» برخی دستهای مقتدر و ذینفوذ در دیوانسالاری ایران امکانپذیر تصوّر کرد؟ مسئله را دقیقتر بررسی کنیم:
افغانستان در قلب منطقهای جای دارد که به «هلال طلايی» موسوم است. از زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، یعنی از حوالی سال 1979 میلادی، تا به امروز، این منطقه مرکز اصلی تولید هروئین جهان بهشمار میرود. سازمان ملل حجم تجارت جهانی مواد مخدر را 400 الی 500 میلیارد دلار در سال تخمین میزند. در واقع، مواد مخدر یکی از بزرگترین شاخههای اقتصاد و تجارت جهانی است و پرسودترین تجارت پس از اسلحه. طبق برخی برآوردها، 12 میلیون نفر در شبکه جهانی توزیع مواد مخدر شاغل هستند و مواد مورد نیاز 214 میلیون نفر معتاد را تأمین میکنند.
در طول دو دهه اخیر، میزان تولید تریاک در افغانستان بین 2500 تا 5000 تن در سال در نوسان بوده است. این تریاک دستمایه تولید بخش عمده هروئین جهان است. حدود 90 درصد هروئین مصرفی در قاره اروپا و حدود 80 درصد هروئین جهان در افغانستان تولید میشود. در افغانستان منطقهای بهنام «گرد جنگل» (Gerd Jangal) وجود دارد که به عنوان مرکز «هلال طلایی» شناخته میشود. در این منطقه لابراتوارهای عظیم تولید هروئین، در زیر پوشش تدابیر امنیتی شدید، به کار مشغولاند. منطقه فوق کاملاً محصور و حفاظت شده است؛ کلیه کارکنان و نگهبانان آن اروپایی و آمریکایی هستند و هیچ بیگانهای، حتی قاچاقچیان بزرگ افغانی، به درون «گرد جنگل» راه ندارند. آنها محمولههای خود را در کنار «گرد جنگل» دریافت میکنند. بخش عمده هروئین تولیدشده در افغانستان، حداقل دو سوّم آن، از مسیر ایران به اروپا انتقال مییابد.
طبق آمار رسمی، تعداد معتادین حرفهای در ایران 2 /1 میلیون نفر است ولی برخی از مسئولین و کارشناسان این رقم را بسیار کمتر از میزان واقعی میدانند. برای مثال، یکی از مسئولان سازمان بهزیستی شش سال پیش چنین گفت: «طبق بررسیهای ما آمار بسیار بیشتر از این میزان است. بهعنوان نمونه، در استان هرمزگان با بررسی آزمایشهای پیش از ازدواج و دریافت گذرنامه متوجه شدیم که بیست در صد جمعیت معتاد هستند.» (مصاحبه با غلامرضا انصاری، روزنامه خرداد، 31 تیر 1378، ص 4) در 15 سال اخیر پدیده اعتیاد در ایران بیداد میکند و نگارنده خود از نزدیک روستاهایی را دیده است که تمامی سکنه بالغ آن، مرد و زن، معتاد هستند.
پس از ذکر این آمارهای کلی برویم بر سر اصل مطلب:
تولید تریاک افغانستان سالیانه حدود 4000 الی 5000 تن تخمین زده میشود که معادل 3000 تن آن، به صورت هروئین و مرفین، از راه ایران به اروپا حمل میشود. ترانزیت تریاک خالص از ایران بسیار کم است. سالیانه حدود 100 الی 150 تن است که بهطور عمده در ترکیه و عراق مصرف میشود. بخش عمده تریاک افغانستان به صورت هروئین و مرفین از ایران عبور داده میشود. یک کیلو مرفین یا هروئین معادل ده کیلو تریاک است. به عبارت دیگر، 3000 تن تریاکی که از ایران ترانزیت میشود به صورت 300 تن هروئین و مرفین است.
3000 تن تریاک ترانزیت سالیانه از ایران در مرز افغانستان حدود 1500 میلیارد تومان قیمت دارد، یعنی حدود یک میلیارد و 750 میلیون دلار. این تریاک پس از رسیدن به اروپا بیست برابر افزایش قیمت پیدا میکند و بهای آن حدود 35 میلیارد دلار میشود، یعنی حدود 30 هزار میلیارد تومان. (قیمت یک کیلو هروئین در هلند بین 70 الی 120هزار دلار در نوسان بوده است.) بنابراین، ترانزیت تریاک افغانستان از ایران سالیانه حدود 33 میلیارد دلار بر ارزش تریاک افغانستان میافزاید.
حال فرض کنیم، طبق عرف تجارت، حداقل ده در صد از این مبلغ صرف ترانزیت تریاک (به صورت هروئین و مرفین) از ایران میشود. به رقم حداقل 3 / 3 میلیارد دلار در سال میرسیم. این رقم کمی نیست. رقم فوق برابر است با بیش از دو و نیم تریلیون تومان! این 5 / 2 تریلیون تومان بهطور عمده به جیب چه کسانی میرود؟ به جیب یکی دو میلیون نفر دلال و فروشنده و توزیع کننده خردهپا که در شبکه توزیع مواد مخدر ایران شاغلاند یا به جیب وابستگان مقتدر و متنفذ مافیای جهانی مواد مخدر؟ این حامیان و وابستگان مافیای مواد مخدر چه کسانی هستند؟ چگونه است که تاکنون، بهرغم شهادت حدود سه هزار نفر از پرسنل نیروی انتظامی در جریان مبارزه با مواد مخدر و بهرغم صرف هزینههای کلان در این زمینه، میزان کشف مواد مخدر بیش از 5 درصد میزان انتقالی از ایران نیست؟ آیا این درصد ناچیز کشف مواد مخدر، که در طول بیست سال اخیر استمرار داشته، از خللی جدّی در سیستم مربوطه خبر نمیدهد؟
نظر بدهید
نسخه چاپی
ارسال برای دوستان