| آخرین عناوین سیاسی
آخرین عناوین
|
|
:: عکس «احمد متوسلیان» را با لباس فرم سپاه چاپ میکنیم، آنوقت میگوییم «دیپلمات ما»! نسخه چاپی ارسال برای دوستانشنبه، 18 تير 1384 - 15:12 عکس «احمد متوسلیان» را با لباس فرم سپاه چاپ میکنیم، آنوقت میگوییم «دیپلمات ما»! گفتوگو با «حمید داودآبادی» در مورد چهار دیپلمات ایرانی 
«دیرانی» میگفت ما در اسارت که بودیم یکی از این بازجوهای اسرائیلی آمد به من گفت «قیافه تو شبیه سید محسن موسوی است» و این خیلی مهم بود. چرا این هیچ انعکاسی پیدا نکرد. چون حتما این موسوی را دیده بود که به من می گفت قیافه تو عین سید محسن موسوی است. در حاشیه مراسمی که توسط بنیاد حفظ آثار و کنگره شهدا و اسرای دانشگاههای جهان اسلام به مناسبت بیست و سومین سالگرد ربوده شدن 4 دیپلمات ایرانی در لبنان، 14 تیر ماه در سالن سیدالشهدای تهران برگزار شد، فرصتی دست داد تا با حمید داودآبادی (محقق و نویسنده) که تحقیقات فراوانی را برای روشن شدن سرنوشت احمد متوسلیان، محسن موسوی، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان حتی در خود لبنان انجام داده، داشته باشیم. آنچه میخوانید متن کامل گفتوگوی متفاوت خبرنگار شریف نیوز با وی است: این مجلسی که الان گرفتند (اشاره به مراسم سالگرد ربوده شدن 4 دیپلمات ابرانی در سالن سید الشهدا) یک مجلس ترحیم بود، یعنی از آن دستهگلهای عظیم و گرانقیمتی که گذاشتند و سخنرانیهایی که شد این کاملا معلوم بود. چرا؟ چون عادت کردیم هر سال توپ را توی زمین دیگری بیاندازیم و مشکل عدم پیگیری درست سرنوشت 4 دیپلمات ربوده شده ایرانی را هر سال به گردن دیگران بیاندازیم. متاسفانه دوستانی که سخنرانی کردند، همین کار را کردند یعنی آمدند حالا مثلا دولت جدید، دولت قبلی، همه دولتها را زیر سئوال بردند و یکی نیامد بگوید که خود ما چکار کردیم؛ یعنی جا داشت که فرمانده سابق سپاه بیاید اینجا بگوید که من در دوران 15 سال فرماندهیم در سپاه این کار را برای پیگیری این مساله انجام دادم؛ یا دیگران، مثلا آقای ولایتی بیاید اینجا بگوید که من این کار را کردم؛ اما متاسفانه چنین چیزی وجود ندارد. یعنی اگر این افراد هم بیایند میگویند که دیگران مثلا وزارت اطلاعات، وزارت امور خارجه و ... کوتاهی کردند. به همین خاطر از این مجالس چیزی در نمیآید. یک کمیته پیگیری در مجلس ششم تشکیل شد که رئیس آن کمیته آقای «محسن آرمین» بود. باید بیاید اینجا یقهاش را بگیرند. بودجه قراردادی شده، طرح ریخته شده، وقت بیتالمال گرفته شده، توی مجلس این بحثها را کرده اید، پس نتیجه آن چه شد؟! کمیته جدید، آقای «علی ربیعی» و دیگر اعضای کمیته را بیاورند بنشانند اینجا. حداقل خانواده ها باید این جرات و جسارت را به خرج بدهند. از دیگران صدایی در نمیآید چون خودشان مسئولند. شما نمیتوانید از رئیس برخی ارگانها و سازمانها و وزارتخانهها یقهگیری کنید چون خودشان بدهکارند به این قضیه؛ اما خانوادهها میتوانند یقهشان را بگیرند و به پاسخ بکشند که شماها در طی این مدت چکار کردهاید؟ آخرش باید این سناریو یک جایی قیچی بشود؛ یا شهادت اینها و یا اسارت اینها؛ اما هر سال میبینیم که یک داستان جدیدی ساخته میشود؛ هر سال یک بازی جدید. امروز من تلویزیون نگاه می کردم خیلی جالب بود؛ تلویزیون یادش اومد 4 تا گروگان داریم. مثلا یک مصاحبه از «مصطفی دیرانی» در لبنان پخش کرد که چیز مهمی گفت، جالب بود. «دیرانی» میگفت ما در اسارت که بودیم یکی از این بازجوهای اسرائیلی آمد به من گفت «قیافه تو شبیه سید محسن موسوی است» و این خیلی مهم بود. چرا این هیچ انعکاسی پیدا نکرد؟ چون حتما این «موسوی» را دیده بود که به من میگفت قیافه تو عین سید محسن موسوی است. یک سوالی که همیشه توی ذهن من بوده و دوست داشتم برم اون بالا به آقایون بگم این بود که این «احمد حبیب الله» که بود؟ آخرش گفتن مرد. این وجود خارجی داشت یا نداشت؟ و اکنون پسرش وجود خارجی دارد یا ندارد؟ مصاحبه واحد برون مرزی صدا و سیما با او کجاست؟ چرا صدا و سیما پخش نمی کند؟ یک بار یک عکس از او نشان دهند. آن فلسطینی که در لندن گفته با اینها هم سلولی بوده، کجاست؟ حتی اسم او مشخص نیست. بعضیها نمیخواهند قضیه را به سرانجام برسانند. حال کی نمیخواد ...!! پس نیایید مراسم بگیرید چون این فایدهای ندارد مگر اینکه بیچاره خانوادهها را دق بدهیم یک روز بگوییم شهید شدند، یک روز بگوییم اسیر هستند. متاسفانه این یک بازی غیرهماهنگ با خانوادههاست. یعنی خانوادههای بیچاره هر لحظه منتظر شنیدن خبری جدید هستند، ولی آقایان خیلی ساده خانوادهها را بازی میدهند. پدر و مادر «کاظم اخوان» که فوت کردند و رفتند. بقیه آنها هستند. راهکار این است که آنهایی که مسئولند، مثلا آقای علی ربیعی باید بیاید و قضایا را مشخص کند. متاسفانه خود ما داریم قضیه 4 دیپلمات را خیلی سفت و سخت به «ران آراد» گره میزنیم در حالی که «ران آراد» ربطی به اینها ندارد. آقا! بروید برای 4 دیپلمات خودمان سفت و سخت بایستید. بله ... گفتند که غربیها برای گروگانهاشون ... بله؛ شما مسئول بودید در زمان گروگانهای غربی. چرا برای گروگانهای خودمان كاری نكردید؟ آمریکا برای گروگانهای غربی فیلم «گروگانها» را ساخت. فیلم «منطقه جنگی» را ساخت. برای «جان مکارتی» خودش رو کشت؛ اینقدر پوستر و کتاب زدند. اما شما اگر توانستید یک کتاب گیر بیاورید در عرض این 24 سال که زندگی نامه این 4 تا آدم توی آن باشد. یک کتاب 50 صفحه ای! الان پشت بلندگو میگویند فاتح بیتالمقدس ... فلان و بیسار؛ عکسش را با لباس فرم سپاه چاپ میکنیم، آنوقت میگوییم دیپلمات ما! ما یک فیلم از زندگی حاج احمد متوسلیان ساختیم و آخرش گفتیم که حاج احمد در لبنان ربوده شد؛ اینها این تکه را حذف کردند. گفتیم خوب ما بگوییم حاج احمد کجا گم شد؟! گم شد دیگه. حذف کردند و گفتند نمی توانیم بگوییم اینها لبنان بودند. گفتم پس بگویید خودمان را داریم فیلم می کنیم ! از آمریکا یک نفر کتابی برای من آورد که زندگی حاج احمد در آن نوشته شده؛ تمام لحظه به لحظه گروگانگیریها نوشته شده، همه بحثهایی که با دیگران بوده، به همه اینها پرداخته شده اما ما واقعیات را داریم از ملت خودمان دریغ می کنیم والا غربیها ریز به ریز چیزها را میدانند. شما بروید کتاب «ویلات وطن» روبرت فیسک و یا کتاب «الاحصاد» جان کوولی را بخوانید تما اینها قضیه حاج احمد و همراهانش را نوشته اند که حاج احمد چه کسی بود؟ حالا ما می خواهیم بپوشانیم که حاج احمد سپاهی بوده؟! 5 روز بعد از ربوده شدن حاج احمد؛ 19 تیرماه؛ مجله پیام انقلاب عکس حاج احمد متوسلیان را زد و مصاحبه کرد و زیرش نوشت «برادر احمد، فرمانده نیروهای اعزامی سپاه به لبنان». خوب پس این چیه؟ ما تکلیف خودمان را با گروگانهامان مشخص نکرده ایم. بله اینها دیپلمات بودند. زمان جنگ بوده و رفتند آنجا و اسیر شدند. ما هنوز از دولت لبنان هم درست نخواسته ایم و هنوز با التماس و استخاره داریم از دولت لبنان پیگیری میکنیم! اگر دولت لبنان میخواهد پس مثلا در مورد «سمیر جعجع» درست پیگیری کند. آخرش هم من میگویم که اسرائیل یک گزارش هفتاد صفحهای داده و ریز به ریز قضیه گروگانگیری در آن هست. آقای «عباد» بیاید این را منتشر کند و یا میآمد در اینجا تشریح میکرد که این گزارش چه میگوید. من لیست بلندبالایی از اسامی افرادی دارم که از این 4 ایرانی خبر دارند، اما کسی به سراغ آنها نمیرود. همه آنها نیز هستند. در فرانسه، استرالیا، کانادا، حتی در خود لبنان خیلیها هستند. مثلا سال 79 «روبیر حاتم» مصاحبه کرده، آن موقع می گوید که من نوار مکالمه تلفنی «گابی بستانی» با «ایلی حبیقه» را دارم که ایلی حبیقه به او دستور می دهد که برو از این 4 ایرانی بازجویی کن و بعد هم آنها را بکش. آن موقع در مورد این نوار صحبت کرد، اما هیچ کس به سراغ این نوار نرفت؛ حالا میآییم مثلا برای خودمان نوار ساختگی درست می کنیم! چرا کسی به سراغ «روبیر حاتم» همان زمان که همه روزنامهها نیز سخنان او را زدند و تکذیب هم نکرد، نرفت؟ همان «گابی بستانی» الان لبنان است و دارد زندگی می کند. «نادر سکر» الان لبنان است و التماس کرده که بیایید از سفارت ... من بودم و لحظه به لحظه جریان را برای شما تعریف میکنم. یا برای آقایان تکلیف کاملا معلوم شده است و می گذارند که ماها این پایین بازی کنیم و بده بستانهایی داریم! و یا واقعا آنها هم در این قضیه گیج ماندهاند. از دست ما که کاری بر نمیآید؛ چون نهایت میتوانیم 2 تا مصاحبه انجام بدهیم یا مطلبی بنویسیم اما مسئولين نظام بی بر و برگرد، در خبر گرفتن از اینها خیلی دستش باز است و راحت می توانند از دولت لبنان بخواهند که «سمیر جعجع» یا هر فرد دیگری را بیاورند و تکلیف را معلوم کنند. چرا از این قدرتها استفاده نمیشود. همه اینها مسئولند اما فقط اینها نیستند ...
نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|