» سیاسی

 جستجو:     

 آخرین عناوین سیاسی 


 آخرین عناوین 

:: اروپا مرتكب اشتباه نشود
نسخه چاپی    ارسال برای دوستان

شنبه، 25 تير 1384 - 02:18


اروپا مرتكب اشتباه نشود

گفتگوی دکتر علی لاریجانی با برنامه «كنكاش» شبكه جام جم



دكتر علی لاریجانی، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، هفته گذشته با شركت در برنامه «کنکاش» شبكه جام جم به سوالات این شبكه و بینندگان ایرانی خارج از كشور در زمینه ارزیابی سیاست خارجی در دولت آقای خاتمی و دیدگاه های دولت آینده در این باره و به ویژه در زمینه فناوری هسته‌ای پاسخ داد.
لاریجانی در این گفتگو از اروپا خواسته است در قبال ایران و پرونده هسته ای این كشور مستقل‌تر و منطقی‌تر تصمیم‌گیری كنند تا بتوانند در منطقه خاورمیانه نقش فعال تری ایفا كنند.

متن كامل اين گفتگو را به نقل از «جام جم آنلاين» در زیر می‌خوانید:

 

* به نظر شما، مهمترین دستاوردهای دولت قبلی چیست؟
- یكی از دستاوردهای خوب دولت آقای خاتمی بحث فناوری اتمی بود كه به عنوان یكی از مهمترین دستاوردهای ملی می توان از آن نام برد و یكی از پایه های پیشرفت كشور ماست و از نظر قدرتمندی تكنولوژیك می تواند برای ایران، یكی از پایه های خوب باشد.
دستاورد دوم، در ارتباط با توسعه سیاسی، این است كه یك فرد جانشین خوب برای خود تقویت كند. توسعه سیاسی ای كه آقای خاتمی پایه گذاری كردند، نتیجه اش انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری بود.
انتخاب دكتر احمدی نژاد به عنوان جانشین آقای خاتمی، یكی از دستاوردهای دیگر دولت است و در این پروسه، دولت توانست جانشین خوبی برای خود انتخاب كند. به نظرم اینها جزو كارهای مهمی است كه دولت قبل توانست پیگیر آنها شود.

 

* دوران آقای خاتمی در ارتباط با سیاست خارجی، تعامل و ارتباط بیشتری با جهان برقرار كردیم. آیا با انتخاب دكتر احمدی نژاد، می شود نتیجه گیری كرد كه یك عقبگرد به گذشته داشته ایم؟
- البته من سخنگوی ایشان نیستم و باید خودشان درباره سیاست های خارجی اظهار نظر كنند، ولی فكر می‌كنم موضعگیری غربی ها درباره دولت آقای دكتر احمدی نژاد دلیل دیگری دارد.
من كه از بیرون به این مناقشه نگاه می كنم، احساس می كنم هدف دیگری دنبال می شود. سیاست های كلی درباره رفتار با خارجیان و دیپلماسی ایران، همچنین سیاست های كلی درباره اقتصاد، فرهنگ و آموزش عالی چیزهایی است كه كلیت نظام آنها را می پذیرد و در مجمع تشخیص مصلحت راجع به آن بحث می شود و همه بخشهای مختلف درگیر این موضوع هستند.
فكر نمی كنم سیاست های كلی دیپلماسی ما تغییر كند، بلكه ممكن است از نظر تاكتیك، سرعت و حرفه ای كار كردن و نیز از نظر داشتن ابتكارات نو در دیپلماسی تغییر ایجاد شود.
به هر حال، وقتی دولتی عوض می شود، دست روی دست نمی گذارد و می خواهد رفتار جدیدی داشته باشد و این بیشتر در بخش تاكتیك و ابتكارات است. فكر می كنم جهت گیری های دیپلماسی ایران، همان جهت گیری گذشته است.

 

* اگر سیاست های خارجی كه مبنای عمیق و ریشه ای دارد، تغییر نكند یا تغییرات عمیقی نكند، چطور می شود كه غرب یك دفعه واكنش تند نشان می دهد؟ آنها كه می دانند با این دولت، 4 سال یا 8 سال باید كار كنند. پس چرا كار را برای خودشان سخت می كنند؟
- آنها دنبال هدف دیگری هستند. وقتی من مجموعه اقدامات یكی دو هفته گذشته غربیها را رصد می كنم، برداشتم صرف این حادثه نیست، بلكه دستاوردهایی است كه می توانم از نوع رفتار نسبت به این موضوع داشته باشم؛ مثلا رفتاری كه بلژیكی ها نسبت به سفر آقای حدادعادل داشتند، چیزی نبود كه پنهان بوده باشد. 28 سال است كه همین فرمت وجود دارد، مثلا مشروب سرو نمی شود. این موضوع جدیدی نیست. چرا این مساله یك دفعه بزرگ می شود؟ موضعگیری كاملا غیردیپلماتیك وزیر ایتالیا درباره آقای احمدی نژاد و انتخابات ایران نیز خیلی غیرمعقول بود.
به نظر من، كسانی كه می خواهند دمكراسی در دنیا نهادینه شود، نباید این طور با دمكراسی بجنگند. چرا باید به انتخاب مردم این طور توهین كنید؟
در اجلاسی كه به عنوان كنگره بررسی پس از انتخابات در بروكسل گذاشتند، حزب سبزها كه عضو اتحادیه اروپایی هستند، بحث حقوق بشر را در این زمان بزرگ كردند كه نوعی موضعگیری در آن اجلاس بود. مسائلی كه درباره آقای احمدی نژاد مطرح كردند، بحث گروگانگیری سفارت امریكا در ایران، یا ترور قاسملو،معلوم بود كه خلاف است، چون سابقه آقای احمدی نژاد به این موضوع‌ها نمی خورد.
آنهایی كه در جریان مسائل سیاسی ایران هستند، می دانند چرا این مسائل مطرح می شود؟ این دو انتخابات كه در ایران برگزار شد، برای غرب غیرقابل پیش بینی بود و تصور غرب از منتخب و از میزان حضور مردم، چیز دیگری بود.
اگر شما موضعگیری های سیاسیون و رسانه های غربی را قبل ازانتخابات رصد كنید، كاملا متوجه می شوید كه میل غرب چیز دیگری بود.
این دو انتخابات، ظرف یك هفته با حجم زیاد حضور مردم نشان می داد كه ایرانیان اراده قوی برای پیگیری مطالبات خود دارند و یكی از این مطالبات، بحث فناوری هسته ای است؛ یعنی همه می دانند كه فناوری اتمی یك خواست ملی در كشور است، غربی ها مواجه شدند با این مساله كه در انتخابات یك كشور، مردم حضور چشمگیر دارند; یعنی دمكراسی واقعا در كشور ما هست.
حالا ممكن است در داخل كشور مناقشاتی درباره انتخابات وجود داشته باشد ولی این روشن است كه تفاوت 7 میلیونی رای وجود دارد و در هر حال، این قابل اغماض نیست.
این اراده قوی ملت و دمكراسی نهادینه شده در ایران، از سوی غرب قابل پیش بینی و قابل پوشش نبود. حالا این دولت با چنین پشتوانه ای می خواهد مطالبات مردم را پیگیری كند، كه یكی اش بحث هسته ای است.
غربی ها می خواهند هدف دیگری را دنبال كنند و وقتی با این اراده و خواست ملی مواجه می شوند مجبورند به آن توجه كنند و برای این كار به تعبیری از انتخابات اعتبارزدایی كنند و سطح كار را پایین بیاورند و مناقشات را زیاد كنند تا بتوانند با نتیجه آن چالش كنند; یعنی وقتی با پیگیری های این دولت مواجه می شوند، می خواهند آن را از اصل با مشكل روبه رو كنند.
این البته بر می گردد به تئوری آمریكایی ها بعد از روی كار آمدن خانم رایس و همچنین مسوول طرح و برنامه اش آقای استیفان كرسنر، كه اینها در واقع از نظر متدلوژی فكری یك جور فكر می كنند و می خواهند نظم وستفالی را عقب بزنند.
آنچه می خواهند جایگزین بكنند، این است كه مشروعیتی كه ما برای دولتها قائلیم باید جایگزین مشروعیت ذاتی شان شود;یعنی كشوری می تواند دمكراتیك باشد، اما از نظر ما مشروع نباشد و برعكس.
پس آنچه برای ما مهم است، مشروعیتی است كه ما به آن قائلیم.
حالا این موضوع را در بحث اتمی این طور می توان ترجمه كرد; بحث اتمی متناسب با حضور ایران در آژانس بین المللی طبق ماده 4. ما حق داریم فناوری هسته ای داشته باشیم.
اینها می گویند ما قائلیم كه ایران نباید مشروعیت داشته باشد. ایران حق دارد عضو ان.پی.تی باشد، منتها ما به مشروعیت او اعتقادی نداریم.
بنابراین، فكر جدیدی پشت این قضیه قرار دارد. این كه چه كسی باید این صلاحیت را تشخیص دهد، برمی گردد به همان تئوری كه ما باید مشروعیت رفتاری دولتها را تشخیص دهیم.
در گذشته این تئوری وجود داشت كه هر دولت مشروع، حقوق خاص خود را خواهد داشت. اینها می گویند نه، ما یك تبصره داریم با این مضمون كه هر حكومتی را كه ما مشروع بدانیم، صاحب حق است.
پس مساله جدیدی دارد عنوان می شود. این فكر در عرصه های مختلف و در صحنه بین المللی مطرح است و یك نگاهش هم به انتخابات ایران است كه ظرف 2 هفته حدود 60 میلیون نفر پای صندوق می آیند و رای می دهند.
طبق قواعد جاری دمكراتیك، این دولت، مشروع و از حقوق خودش برخوردار است، اما اینها می خواهند بگویند این دولت مشروع نیست و ما باید تشخیص بدهیم مشروع است یا نه.

 

* آقای دكتر! آقای خاتمی هم با همین فشارهای خارجی مواجه بود. به نظر خیلی از كارشناس ها، فشاری كه دولت آقای خاتمی در 2 سال آخر از طرف غرب تحمل كرد، اصلا قابل مقایسه با دوره های دیگر نیست؛ یعنی ما می بینیم، دولتی هم كه از نظر آنها پذیرفته شده، اولش حداقل كار خود را با تعامل زیاد شروع می كند و در سالهای آخر با فشار خردكننده مواجه می شود.
می شود این را ربط بدهید به زمان حال؛ یعنی ببینیم این پروژه هسته ای را فارغ از این كه چه كسی رئیس جمهور می شود چطور می خواهند به پایان برسانند؟
- قطعا همین طور است. یكی از مسائل مهم برای آنها نتیجه این قبول یا عدم قبول است؛ یعنی این همه مناقشاتی كه راجع به انتخابات برگزار می كنند، هدف دیگری پشت آن است و آن، منفعتی است كه در نظر دارند و سوالاتی ایجاد می كنند كه ما به آن منفعت نرسیم.
آن منفعت چیست؟ یكی‌اش، مناقشات و چالشهای اتمی است. غرب اعم از اروپا و امریكا تصور می كنند اگر ایران به فناوری اتمی برسد، وارد قلمروی جدیدی از توانمندی تكنولوژیكی می شود؛ یعنی جهش پیدا می كند و این آغاز یك حركت مهم تكنولوژیك است.
بنابراین همین ابتدا باید محدودش كند یعنی در واقع در بحث جهانی سازی هم این بحث نو مطرح است. می گویند دو سطح ملت داریم؛ یك سطح ملت‌های هسته ای كه اینها باید فناوری های پیشرفته داشته باشند.
دسته دوم، كشورهای پیرامونی هستند كه باید فناوری دست دوم و سوم داشته باشند. یعنی باید رب گوجه تولید كنند و كولر آبی اما نباید فناوری اتمی داشته باشند. چرا باید این طوری باشد!؟
فقط فناوری اتمی نیست، یعنی الان اگر شما وارد بایوتكنولوژی و نانوتكنولوژی یا ICT هم بشوید، باز هم همین گرفتاری را دارید. یعنی آنها می گویند اینجا فناوری ها مدرن است و امكان دسترسی به تكنولوژی مدرن باید خاص كشورهای هسته ای باشد. به عقیده من این مناقشه با هر دولتی به وجود می آمد. ما هم باید بدانیم كه در واقع این، كلید پیشرفت است.
غرب باید در آینده این احساس را بكند كه این گونه مناقشاتی كه با دولت‌ها به وجود می آورد، از نظر شرایط داخلی قابل تعریف است.
مردم متوجه هستند و این مناقشات كه «شما دنبال هدف‌های خودتان هستید» را زود تعبیر می كنند.
الان این طور نیست كه این مناقشات مورد پذیرش باشد. شما دیدید كه همین بحث حضور احمدی نژاد در لانه جاسوسی یا ترور قاسملو را حتی كسانی كه در داخل از نظر سمت گیری های سیاسی مخالف او هستند، مثل آقای حجاریان كه جزو اصلاح طلبان است، تكذیب كردند و گفتند ما در آنجا بودیم و ایشان نبوده، بنابراین آنها زود می فهمند كه شما دارید چه می كنید.
این كارها به درد خودشان هم نمی خورد. ممكن است آنها بگویند ما یك افكار عمومی در دنیا می سازیم كه در پناه آن به اینها فشار بیاوریم.
ولی باید این را بدانند كه این یك خواست ملی است. آقای احمدی نژاد به عنوان كسی كه از پشتوانه رای مردم برخوردار است، نمی تواند جلوی خواست ملی بایستد و مجبور است آن را پیگیری كند.
فرض كنیم غرب مصمم است با جوسازی جلوی این خواست را بگیرد. نتیجه این می شود كه در صحنه بین‌المللی، اروپایی ها كه تقریبا در عرصه دیپلماسی خاورمیانه غیبت داشتند و با ورود به صحنه اتمی وارد خاورمیانه شدند، شروع كردند به راهبری و میدان داری یك موضوع فوق العاده حساس. یا اصلا اروپا حذف شود. می ماند ایران و بحث آژانس و یك جریان بین المللی.
هر اتفاقی كه می خواهد بیفتد، بیفتد اما دولت نمی تواند آن را حذف كند. من فكر می كنم اروپا می توانست از این بستر استفاده كند و روابطش را در خاورمیانه تعمیق ببخشد.
چرا كه هم بازارهای خاورمیانه مطرح است و هم مساله حضور و نقش آفرینی ایران در صحنه سیاسی منطقه كه اهمیت فوق العاده دارد.
نزدیكی ایران با اروپا می تواند نقش اروپا را كاملا برجسته كند و این یك فرصتی است كه می توانست حذف بشود. این، منافعی هم برای ایران داشت.
اگر اروپا بخواهد در این خصوص به برد و باخت فكر كند، همان اشتباهی را مرتكب می شود كه امریكایی ها در دیپلماسی با ایران دارند اعمال می كنند. این به نفع اروپا نیست یعنی این در دسته بندی امریكا قرار می گیرد.

 

* آقای دكتر هر كنشی یك واكنشی دارد. تا این لحظه دكتر احمدی نژاد خویشتن داری كرده اند و خیلی در خصوص مسائل خارجی اظهارنظر نكرده اند. به استثنای آن كنفرانس مطبوعاتی و آن جمله معروف كه «اروپایی ها از برج‌هایشان بیایند پایین و ادبیاتشان را هم عوض كنند» كه در پاسخ به سوال خبرنگاری بود كه گفت اروپا مذاكراتش را به حالت تعلیق درآورده و گفته كه ایران باید تكلیف حقوق بشر را مشخص كند...
ایشان از آن لحظه تاكنون اظهارنظر چندانی نكرده اند و فكر می كنم می خواهند صبر كنند تا خشم و خروش طرف اروپایی فروكش كند. 
البته شاید خیلی هم بحث منطق و حركت حساب شده اروپایی ها مطرح نباشد و به قول شما انتظار نداشتند كه چنین اتفاقی اینجا بیفتد و این كه به هر حال گیج عمل می كنند.
ایتالیایی ها خیلی مواضعشان در مورد عراق منطقی نبود ولی آن استخوان دارها و پیرمردها هم تا این لحظه سكوت كرده اند و مثل آلمانی ها، انگلیسی ها و فرانسوی ها فكر نمی كنند. شاید نتیجه گیری كردن درباره روابط آینده ایران و غرب كمی زود باشد.
- حتما همین طور است. من فكر می كنم در صحنه بین الملل اولا اروپا یك جور موضع نگرفت. مثل آقای شرودر كه موضعش منطقی بود و بعضی ها تردیدآمیز نگاه كردند.
بعضی ها هم مثل نخست وزیر ایتالیا غیردیپلماتیك رفتار كردند. این كه نسبت به منتخب یك ملت توهین شود چیز جالبی نیست.
توهین كردن رفتار دیپلماتیك نیست. به نظر من در صحنه اروپا برخی كشورها هستند كه پذیرفتند و می خواهند ارتباطشان را قوی كنند و برخی با تردید به موضوع نگاه می كنند.
این می تواند نشات گرفته از این باشد كه چیز دیگری تصور می كردند. البته بعضی از دولتمردان در داخل هم چیز دیگری دوست داشتند؛ اما به هر حال نفس دمكراسی نیز همین است؛ یعنی ممكن است بعضی از دولتمردان یك چیزی را بخواهند ولی انتخاب مردم چیز دیگری باشد. یا معنایش این باشد كه به هر حال مردم دوست دارند نیروهای نخبه در سیاست دایم عوض شوند و این چیز مثبتی است.

 

* آقای دكتر اگر قرار باشد كه رئیس مجلس ایران به یك كشور كوچك اروپایی مثل بلژیك برود و با مشكلات پروتكلی مواجه بشود كه البته مشكلی نباید باشد؛ چون به هر حال یك ربع قرن است كه سیاست ما این گونه است.
اگر قرار باشد غرب همین طور برخورد تخریبی داشته باشد و ما همیشه احساس كنیم كه باید مواظب باشیم و هر لحظه رابطه مان را طور دیگری تنظیم كنیم آیا به نظر نمی رسد طرفین به نوعی از هم فاصله می گیرند و رابطه شان را محدود می كنند؟ آیا به صلاح نیست تا اتفاقی نیفتاده و دولت جدید هنوز قوام نگرفته دست نگه‌داریم و سفر خارجی نرویم و در تعاملمان احتیاط كنیم؟
- نه من فكر می كنم این طور نباید باشد، چون همیشه دولت‌ها در حال چرخش هستند. اما نظمی كه بر دولت‌ها حاكم است، نظم استواری است.
به هر حال نظام كشور ما هم یك نظام مستمری است، دولت‌ها می آیند و در یك مقطعی می روند و همیشه باید ارتباطات و مراوداتی داشته باشند. ممكن است یك مقطعی افراد و برخی دولت‌ها تصوراتی داشته باشند و دیپلماسی كشور ما فعال باشد و توجیه درستی داشته باشند.
با این حال مراودات همچنان باید وجود داشته باشد؛ چرا كه هیچ وقت حیات یك كشور منقطع نمی شود. مدت حیات یك كشور به مراودات سیاسی و دیپلماتیك آن بستگی دارد.
من الان رفتار بلژیكی ها را در مورد رئیس مجلس نمی پسندم. این رفتار حتی برای خود بلژیكی ها هم چیز مثبتی نبود، یعنی به هر حال احترام گذاشتن به اموری كه مورد پذیرش یك كشور است، جزو اصول اولیه رفتار دیپلماتیك است.
احترام به میهمان مهم است، احترام گذاشتن اخلاق عرفی بشری است. من فكر می كنم برمی گشت به این كه یك علامتی بدهند و این علامت یعنی كه شما اگر انتخابتان مثلا احمدی نژاد است و ایشان به هر حال این طور تصور شده كه فردی اصولگراست، ما هم رفتارمان می تواند این طور باشد، این چیز جالبی نیست.
این بی احترامی به رای مردم است. برای شما كه طرفدار دمكراسی هستید.

 

* تیم هسته ای مذاكره كننده در بحبوحه انتخابات و در فروردین و طی دو سه هفته گذشته به كشورهای منطقه زیاد سفر كردند. آیا به نظر شما تیم مذاكره كننده در دولت جدید عوض می شود؟
- در مورد تیم نمی توانم خیلی نظر بدهم. مربوط به رئیس جمهور جدید است، ولی فكر می كنم روشی كه ایران در مورد بحث انرژی اتمی دنبال می كرد، یك روش با مبنایی بوده و ایران معتقد بوده ما باید حقوقی داشته باشیم.
غربی ها هم می گویند ما قبول داریم كه این حقوق را باید داشته باشید، اما شما نباید بمب اتمی بسازید و این را باید تضمین كنید و اروپایی ها آمدند گفتند ما می خواهیم با شما مذاكره كنیم، خوب ما هم قبول كردیم یعنی نفس قبول این پذیرش مذاكره، یك پیام سیاسی دارد و آن، این كه ایران می خواهد فناوری اتمی داشته باشد، اما می خواهد به شما نشان بدهد كه ما دنبال بمب اتمی نیستیم.
تضمین عینی را هم قبول داریم. در مسیر مذاكره، اروپایی ها گفتند بهترین تضمینی كه ما می توانیم داشته باشیم این كه اصلا برنامه هسته ای نداشته باشیم؛ خوب این رفتار غیرمعقول بود و ایران این را نپذیرفت.
در این فاصله بحث اخیری كه پیش آمد، این بود كه اروپایی ها گفتند شما پیشنهاد كنید، ما هم پیشنهاد كردیم و گفتیم در چند مرحله ما این گونه رفتار می كنیم.
بحث فناوری اعم از U.C.F اصفهان یا بحث نطنز، آنها هم گفتند خوب ما مطالعه می كنیم. ما هم منتظریم آنها نتیجه مطالعاتشان را تا اوایل مرداد به ما بدهند و همین فكر به نظر من دنبال می شود.
من برداشتم این است كه دولت جدید هم با توجه به این كه اصل تكنولوژی اتمی را روی خواست ملی باید دنبال كند، منتها از همه روابط دیپلماتیك هم باید استفاده بكند. این بر می‌گردد به رفتار اروپایی‌ها. نشانه‌هایی وجود دارد كه رئیس جمهور جدید را مجبور می كند فناوری اتمی را در ایران شروع كند و این خیلی به نفع اروپایی ها نیست.
اروپایی ها باید از این فرصت استفاده كنند و بدانند كه رئیس جمهور جدید به دلیل رای زیادی كه از مردم گرفته، باید خواست ملی كشور را پیگیری كند. این مطالبه عمومی است؛ بنابراین حق كشور است.
در صحنه بین المللی حق هم تعریف شده است. اگر جلو این بایستند، خودشان هم از صحنه خاورمیانه حذف می شوند.

 

* آقای دكتر! اگر كه شما سیاست خارجی را در دست بگیرید، چه اصولی را تغییر می دهید و چه اصولی در شرایط فعلی را ثابت نگه می دارید؟
- حالا اصول قابل تغییر نیستند، من معتقدم چند بخش در سیاست خارجی در واقع از نظر تاكتیكی باید تغییر كند؛ یكی ساختار سیاست خارجی است، متناسب با امروز باید كارآمدی بیشتری پیدا كند، هم از نظر تقسیم بندی كار، هم از نظر واكنش های دیگر.
نكته دوم این كه كار باید در وزارت خارجه، حرفه ای تر و كارشناسی تر صورت بگیرد. این چیزی است كه خیلی تخصص می خواهد.
نكته سوم، واكنش باید با سرعت بیشتر صورت گیرد. گاهی حادثه ای رخ می دهد كه واكنش آن صورت نمی‌گیرد. این تاخیر خود به خود مثل آفتی در منافع كشور می افتد؛ گاه ممكن است این آفت در حد یك تهدید ظاهر شود. درباره این انتخابات مثالی می زنم.
غربی ها برای آن تصوری داشتند، اما چیز دیگری از آب درآمد؛ البته در ظاهر امر ممكن است عده ای مناقشاتی هم داشته باشند.
از نظر من خیلی از این مناقشات دقیق نیست؛ ولی همیشه این مناقشات هست، به هر حال تفاوت 17 میلیون و 10 میلیون در دور دوم، با این حرف‌هایی كه زده می‌شود، پنهان شدنی نیست.
اگر اختلاف 1 میلیون بود، قابل بحث بود؛ این انتخابات در عرض 2 هفته با حجم زیاد انجام شد. ببینید رفتار غرب چگونه است.

به رئیس جمهوری كه منتخب مردم است توهین كردند. و مقالاتی كه در روزنامه هایشان نوشتند، همه نشان می دهد كه غربی ها هدفی را آغاز كردند، به نظر من برای آن باید واكنش سریع تری باشد.
این تاخیرها به ضرر ماست، دیپلماسی ما باید بدون تاخیر انجام شود. نكته سوم، ابتكار است دیپلماسی از آن چیزهایی است كه اگر ابتكار داشته باشید، در صحنه بین المللی 80 درصد برده اید. مثلا فرض كنید ترتیبات منطقه ای وجود دارد.
حالا در حوزه قفقاز به طور نانوشته ترتیباتی وجود دارد. اصلا نمی شود در صحنه منطقه ای امنیتی برقرار باشد، اما ایران در آن نباشد. یا مثلا در شورای همكاری خلیج فارس ـ كه یك ترتیب منطقه ای است ـ ایران حضور ندارد، كه باید حضور داشته باشد.
از سوی دیگر باید ترتیبات جدیدی ایجاد كرد. مثلا الان عراق وارد صحنه شده و دیگران می خواهند شرایط منطقه را تغییر دهند؛ بنابراین ترتیبات جدید منطقه ای لازم است، یا ترتیبات دیگری كه در حوزه ورای منطقه‌ای مطرح است؛ حالا جهان اسلام است یا جاهای دیگر. من فكر می كنم داشتن ابتكار در این زمینه بسیار لازم است.

 

* آقای دكتر! خیلی ممنون.
- برای من هم جالب بود و حضور در میان مردم بسیار لذتبخش بود. مهم این است كه صحنه انتخابات با آرای مختلف، شفاف و فعال باشد و من خیلی راضی هستم و از شما و بينندگان تشكر كنم.




نظر بدهید    نسخه چاپی    ارسال برای دوستان




 » تبلیغات

:: صفحه اول :: سیاسی :: بین الملل :: اقتصادی :: اجتماعی :: ورزشی :: حوادث :: دانش و فناوری :: فرهنگ و هنر :: تاریخ :: دانشگاه :: عکس
...........................................................................

© شریف نیوز؛ پایگاه خبری - تحلیلی دانشجویان ایران ؛ 1386-1381

info@sharifnews.ir

{powered by: netkadeh}