Sharifnews.com:: «من قاتل پسرتان هستم» نقد شد
پایگاه خبری شریف نیوز

چهارشنبه، 30 آذر 1384 - 14:20


«من قاتل پسرتان هستم» نقد شد



دفتر هنر و ادبیات داستانی درجلسه هفتگی خود مجموعه داستان‌های كتاب «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان را مورد نقد و بررسی قرار داد. 
به گزارش روابط عمومی دفترهنر و ادبیات داستانی امیر عباس جعفری در این جلسه گفت:‌ احمد دهقان سرمایه خاطراتش را در دوران دفاع مقدس در قالب داستان‌های كوتاه و خاطرات در روزنامه و نشریات به چاپ رسانده است؛ ستاره‌های شلمچه، روزهای آخر‌، گردان چهارنفره‌ ازخاطرات اوست و سفر به گرای 270 درجه رمانی است از این نویسنده كه جوایز متعددی را به عنوان رمان دفاع مقدس به خوداختصاص داد.
دهقان هم اكنون نیز در دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری به ساماندهی خاطرات رزمندگان مشغول است.عضویت درهیات داوری آثار داستانی بنیاد حفظ آثار و وزارت ارشاد در موضوع دفاع مقدس نیز بخشی از فعالیت‌ها‌ی اوست.جعفری در مورد داستان بازگشت گفت: كسانی كه از نزدیك پادگان دوكوهه و ریل قطاری كه از كنار آن می‌گذرد را دیده باشند با خواندن داستان بازگشت آن منطقه برایشان تداعی می‌شود جایی كه در دوران جنگ به دلیل تعداد زیاد مسافران رزمنده قطار در مقابل پادگان دوكوهه می‌ایستاد و با نبود ایستگاه دررفت و بازگشت رزمندگان راسوار و پیاده می‌كرد و به اصطلاح رزمندگان،دلاور بر بود.
در این داستان به نظر می‌رسد یك یا چند روز پس از پذیرش قطعنامه 598 باشد كه تعدادی از بسیجیان هم گردانی قصد بازگشت دارند. بازگشت داستان حادثه و یا شخصیت محور نیست نویسنده با بیان موقعیت عقاید خود را بیان می‌كند.
مجتبی حبیبی نیز در این جلسه گفت: به كارگیری اصطلاح كهنه سربازان جنگ به عنوان ترجیح بند در این داستان قیاس پنهانی است كه نویسنده با سربازان آمریكایی و بازگشتگان آنان از جنگ ویتنام می‌كند و اصطلاح كهنه سربازان مربوط به همان ماجراست. دهقان همان رفتار سرخورده كهنه سربازان امریكایی را در لایه لایه و سطر سطر داستان به رزمندگانی نسبت می‌دهند كه هشت سال دفاع مقدس ازحماسه آفرینی و عطر وجودشان رمق گرفته است این قیاس با تكیه بر كدام واقعیت قابل اعتنا صورت می‌گیرد اگر در بیشتر جنگ‌های دنیا بازماندگان جنگ معضلی اجتماعی تلقی می‌شوند ربطش با جامعه ما چیست؟
آن هم یك روز پس از پذیرش قطعنامه اگر بودن در سختی‌ها و دور بودن ازمزایای اجتماعی، تحصیل اشتغال و رفاهیات آنان را در معترض به همه چیز و همه كس می‌كند این مربوط به یك روز پس از جنگ نیست ضمن اینكه این پدیده در جنگ هشت ساله ما به گونه‌ای بدیع حل شود. تحصیل دركنار رزم رفتاری جا افتاده بود و احساس خسارت نكردن اخلاقی روحی جاری در سخت‌ترین لحظات پیشروی یا عقب نشینی و مجروحیت و شهادت‌ها بود ولی در بازگشت بسیجیانی را می‌بینیم كه سرخورده از گذشته و بی نتیجه‌گیری عمر تلف شده‌اشان تهی از روحیه انسانی و رام نشدنی با منطقی سست راه بر قطار می‌بندند شیشه‌های آن را می‌شكنند و در آن را از جا درمی آورند و بی هیچ گفت وگو مردم را از كوپه‌ها بیرون می‌ریزند و به گفته راوی رام شدنی هم نیستند و همه اینها برای بازگشتی است كه با مسئولین قطار و لوكوموتیو هیچ گونه هماهنگی صورت نگرفته است و نایستادن آن قطارهایی كه گذشته‌اند گناهی برای‌ آنان نبوده است. استفاده از لان جان سلیور كه نماد دزد دریایی است می‌توانست جنبه طنز داشته باشد ولی آشكار شدن رفتارهای خشن و طلبكارانه به این نام جنبه ای فراتر از طنز می‌دهد.
این منتقد گفت:‌سابقه دهقان درجنگ نمی‌تواند مجوز چنین سیاه‌نمایی باشد. همانطور كه سابقه مخملباف و حاتمی كیا مجوز گفتن و یا به تصویركشیدن هر چیز خلاف منطق و واقعیت نیست.
فهیمه روح اللهی همچنین گفت:‌ اصلی‌ترین عنصر در بازگشت مضمون آن است شخصیت‌ها‌ درحد تیپ هستند و حادثه پیشبرنده طرح داستان نیست زاویه دید داستان من راوی و پرداخت آن ساده و نزدیك به خاطره است من با توجه به سابقه نویسنده در دفاع مقدس نگاه این چنین را به رفتار بسیجیان كم لطفی ایشان به این مقوله می‌دانم. رزمندگان ما هیچ گاه انتظار گاو و گوسفند كشتن و. . نداشتند و هیچ گاه هم به شكستن شیشه‌های قطار و بیرون ریختن مردم از كوپه‌ها‌یشان دست نزدند. عواطف عمومی جامعه هم آنقدر با آنها فاصله پیدا نكرده بود كه به مذمت رزمندگان دست بزنند. البته فیلم‌ها و داستان‌هایی بعدها چنین حرمت‌شكنی كردند ولی در زمان پذیرش قطعنامه همه دقت داشتند كه حرمت و ارج و مقام رزمندگان حفظ شود من در درونمایه بازگشت را نه واقع گرایانه و نه منصفانه می‌دانم.
احمد شاكری دراین جلسه گفت: پیش از ورود به نقد این داستان باید موقعیت زمانی این گروه را درك كرد اگر چه داستان زمانی كمتر از یك روز كامل (پیش از غروب تا طلوع آفتاب روز بعد) را روایت می‌كند ولی پس زمینه‌های دیگری برای رفتارهای به ظاهر غیرمنطقی آنها وجود دارد آنها نوجوانانی بودند كه درجنگ به جوانی رسیده اند شعارهایی چون راه قدس ازكربلا می‌گذرد آنها را در صحنه‌های خطر نگه داشت و اكنون با عقب‌نشینی از فاو و شیمیایی سنگین آن منطقه و در شرایط پذیرش قطعنامه و ترك شعارهایی كه سال‌ها آن را تكرار كرده بودند به عقب بر می‌گردند اگر پس از فتح خرمشهر بود توجیه بازگشت بافتح از نظر روانی تحمل‌پذیرتر بود ولی آنها خیلی چیزها را از دست رفته می‌بینند و از هر چیز بهانه درست می‌كنند و دست به اعتراض می‌زنند. از بازرسی پادگان، از توقف نكردن قطارها، از زیر آفتاب ماندن و... با توصیف موقعیت زمانی، رفتار آنها دور ازذهن نیست اگر چه از جنبه ولایی بسیاری از رزمندگان خود را تطبیق دادند ولی برخی در هجوم پرسش‌ها به ذهنشان و گذشته را كه هزینه كرده بودند ازدست رفته می‌دیدند. چون آنها خودشان را با جنگ تعریف كرده بودند و با پایان یافتن آن دیگر هویتی برای خود و جایگاهی در بین مردم باری خود نمی‏دیدند به این ترتیب رفتار آن گروه پانزده نفری در آن شرایط زمانی و موقعیت روحی با قضاوت امروز ما متقاوت است.
محمد علی گودینی با بیان فرازهایی از داستان گفت: بازگشت در ردیف ادبیات سیاه و ضد جنگ نیست داستان اعتراض است و صحنه‌های آن كاركرد نمادین دارد مردمی سوار بر قطار عبور می‌كنند رزمندگانی خسته زمین‌گیر شده‌اند نه راهی برای بازگشت به مكان قبلی و نه چاره‌ای برای رفتن به شهر دارند.
گذشته‌هایشان را باید در تاریكی و زل زدن به چهره یكدیگر با هم مرور كنند و دیگر پادگانی كه زمذانی خانه راحت و رزم آنان بود پذیرای آنان نیست شوریدن بر چنین وضعیتی هشدار به رفاه طلبی و بی مسئولیتی مسولین و جامعه پس از جنگ است و با شناختی كه من از آثار احمد دهقان دارم نمی‏توانم كار او را ضد جنگ بدانم بازگشت یك داستان موقعیت است اشخاص و حوادث در آن نقش تعیین كننده‌ای ندارد من قبول دارم كه جریان داستان سنخیتی با واقعیت رزمندگان ندارد بلكه دهقان بنا داشت حرفی را در قالب داستان بزند و به نظر من موفق شد.
حسن گلچین گفت: من قالب خاطره‌ای این داستان را در خاطرات «روزهای آخر» احمد دهقان دیده ام البته بازگشت قالب داستانی آن است. رفتارهایی اثر بهانه و نق زدن به گونه‌هایی مختلف با پذیرش قطعنامه رواج پیدا كرد شعرا از سرودن حماسه به گلایه‌سرایی روی آوردند مقالات تند سیاسی و اجتماعی در اعتراض به مقصرین وضعیت پیش آمده نوشته شد.
مقاله «فاو تا فاو» در روزنامه جمهوری از آن جمله بود القا روحیه ناامیدی وانفعال پیامدهای نگاه تلخ و سیاه نویسندگان به مسایل داخلی بود كه بر زخم‌ها انگشت می‌گذاشت من بازگشت را داستان ضد جنگ نمی‌دانم؛داستان جنگجویان نق زد می‌دانم.
سعید اسدی‌فر با تاكید بر نكات گفته شده در مورد نمادین بودن صحنه‌ها و گروه پانزده نفری گفت:‌نویسنده با مبهم گذاشتن علت بسیاری از رفتارها، رزمندگان را در سطحی و ساده‌نگر نشان می‌دهد كه برای رسیدن به خواسته‌شان از هیچ كار غیرمنطقی و غیر عقلایی فروگذار نمی‌كنند.
سهیلا راجی دست‌یابی به ادبیاتی كه بتواند با بیرون ازمرزها و جهان ارتباط برقرار كند ضرورتی بی تردید است ولی رسیدن به این توانمندی جای تلاش فراوان دارد. شبیه‌سازی بین جنگ ما و جنگ دیگران و یا شخصیت‌های رزمنده ما با كهنه سربازان داوطلب جنگ ویتنام و یا كارهایی را كه حاتمی‌كیا در آژانس شیشه‌ای و ارتفاع پست كرد برای رسیدن به این مقصود ناكافی و ناتوان می‌دانم.
فهیمه روح‌الهی در پاسخ به منتقدینی كه با تكیه بر سابقه نویسنده درجنگ سیاه نمایی او را دراثر نادیده می‌گیرند، گفت:‌ضمیمه كردن زندگی نویسنده به اثر قابل قبول نیست منطق درونی اثر باید از خود اثر دفاع كند، افزود: به كار بردن لفظ ما در این داستان هویت جمعی دادن به رفتاری است كه ما مطمئنیم رفتار همه و اكثریت قریب به اتفاق رزمندگان خلاف این بود.
احمد شاكری در بخش دیگری از نقد خود گفت:‌ من بنا به دلایلی از خود داستان بازگشت را نه داستان اعتراض بلكه در رده ادبیات سیاه می‌دانم و البته این قضاوتم در باره اثر است ونه شخصیت نویسنده.
نكته اول بی هویتی شخصیت‌هاست گویی همانند فیلم «غلاف تمام فلزی» كه در آن نوجوانان را برای جنگ حرفه‌ای تربیت می‌كنند و هویتی جز جنگ ندارد گروه پانزده نفری این داستان هم سرمایه نوجواذنی و جوانی‌شان را پایان جنگ خرت و پرت‌هایی ناقابلی است كه اكنون در ساك و جیبشان است.
نكته دوم تردید بر یقینیات است انگیزه و علتی كه این افراد را به میدان نبرد كشیده دین باوری ولایت مداری و دفاع در برابر متجاوز با چه استدلالی در آن تردید ایجاد شده و یا شاید از ابتدا یقینی دركار نبوده.
نكته سوم مطرح كردن زخم‌ها،‌دردها و ناكامی‌ها و معضلات اجتماعی كه در جنگ‌های دنیا بافروكش كردن جنگ به سراغ جامعه می‌آید و بحران‌های روحی و اجتماعی را دامن می‌زند در این داستان با صحنه‌های نمادین دیدگاه بازگشتشان از جنگ ویتنام و كهنه سربازان سرخورده را نشان می‌دهند. كسانی كه بازیچه دست سیاست بازان، جوانی‌شان را از دست داده بودند چنین نظیره‌سازی‌هایی نمادین سیاه است.
این منتقد گفت: ممكن است نویسنده بگوید من در جایی شاهد این واقعیت بوده‌ام واستدلال آقای گلچین راكه حكایت از برخی واقعیت‌ها هر چند جزیی دارد داشته باشد البته گرایش غالب آقای دهقان خاطره نویسی است و در «ستاره‌های شلمچه» و حتی در رمان «سفر به گرای 270 درجه» هم گرایش خاطره‌نویسی‌شان مشخص بود بازگشت حتی اگر از صحنه‌ای واقعی داستانی شده باشد در بطن خود منطقی را پنهان دارد كه می‌خواهد ما را با بیان مقدماتی به نتیجه موردنظر نویسنده برسانند این گروه رزمنده با استدلالی احساسی با تكیه بر كمبودها و بی تفاوتی‌ها‌ی جامعه می‌كوشد تا رفتار غیرعقلایی خود را تحت نام رزمنده موجه نشان دهند. درحالی كه اینها نسبت به اصل دفاع مشكل دارند و در جایی از داستان آن را به شور جوانی نسبت می‌دهند بهانه كمبودها و بی اقبالی مردم تنها راه گریزی برای رفتارهای غیرعاقلانه آنهاست چون نمی‌دانند برای چه چیز جنگیده‌اند و تنها ره آورد خود را از جنگ كوله و چند شی بی ارزش می‌دانند نویسنده با پرهیز از تحلیل عقلی جنگ نقش انگیزه الهی و جایگاه ولی فقیه را با تحلیلی سطحی و احساسی جایگزین رفتاری محكم و مستدل كرده است.
این منتقد گفت: صغری و كبرایی را من دراین كار دیدم كه می‌گوید با ما تحقیرآمیز برخورد می‌شود و با هر كه تحقیرآمیز برخورد شود زندگی‌اش را باخته است و نتیجه می‌شود پس ما زندگی مان را باخته ایم البته در این مورد این صغری وكبری و نتیجه جای خدشه بسیار است وی افزود:‌ تكیه بر غیرمحكمات شرعی و عقلی برای باقی ماندن بر ارزش‌ها ره به جایی نمی‏برد ودر رویارویی با ناملایمات اصل بودن درجنگ و دفاع را زیر سؤال می‌برد ومن با این دلایل داستان بازگشت را جزو ادبیات سیاه و ضد جنگ می‌دانم.
درپایان امیر عباس جعفری باجمع بندی نقطه نظرات ارایه شده با دسته‌بندی آنها گفت: زمانی كه داستان جنبه تاریخی پیدا می‌كند مهم‌ترین وظیفه نویسنده پایبندی به واقعیات تاریخی است برآیند واقعیت پیش روی ما است ما وظیفه داریم در درك حقایق جنگ تلاش كنیم و تمامی آن را در حد توان بیان كنیم ما به صرف حضور نویسنده در دفاع مقدس نمی‏توانیم و نباید از معیارهای درست و منطقی یمان درنقد اثر وی دست برداریم.
من سال‌ها پیش خاطراتی در كتاب «آخرین روزهای جنگ»از آقای دهقان كه بخشی از این دست مایه این داستان است خواندم. و چون در آن زمان خودم درمنطقه شاهد بسیاری از رفتارها بودم این نوع نگاه را نپسندیدم. دوران جنگ محاصره بین‌المللی و حجم خسارات كمبودهایی را برای همه و برای رزمندگان به وجود می‌آورد كه گاه منجر به دستور العمل‌های آمرانه برای استفاده از كامیون‌ها، اتوبوس‌ها و... باهدف رساندن امكانات به خط مقدم منجر می‌شد.
پدیده‌ای كه در همه جنگ‌ها ناچار پیش می‌آید ولی تبدیل كردن این كمبودها به اعتراض عمومی و یا نوعی سیاه‌بینی ربطی به واقعیت جنگ و برایند رفتاری كه در آنجا جاری بود ندارد من در نوشته‌های محمدرضا كاتب، داود غفارزادگان و احمد غلامی هم نگاهی این گونه ای رادیده ام باید توجه كرد با بزرگنمایی استثنائات كه در همه جای وهمه سطح امكان وقوع دارد محملی برای به وجود آمدن جریانی ضد جنگ نشود تا بهره‌اش را كسانی ببرند كه با اصل انقلاب و اسلام و ارزش‌های دفاع مقدس مخالفند.
جعفری گفت: از حمید برادر كوچك آقا مهدی باكری سخنی نقل شده كه ظاهرا از وصیت نامه شهید باكری است او با دسته‌بندی سه‌گانه رزمندگان را یا در جرگه شهدا و یا در ردیف دنیاگران و یا كسانی كه خارج از آن دو كروه باقی مانده‌اند و دق می‌كنند و می‌میرند ترسیم كرده است. جعفری گفت: با تمام احترامی كه به شهدا و این شهید قایل هستیم ولی این تقسیم‌بندی ناقص است چرا كه گروه چهارمی هستند كه می‌مانند و طلایه دار ارزش‌ها درجایگاه مدیریتی نظام به كار مشغولند. هم اكنون ضرغامی، احمدی نژاد، قالیباف،رحیم صفوی و... دركدام یك از سه دسته حمید باكری جای گرفته اند ما نباید با تحلیل غلط جریانی را دامن بزنیم كه بذر ناامیدی و رخوت را بر جامعه می‌باشد ما در هنری كردن واقعیات بی بدیل دفاع مقدس‌مان كم كاری بسیار داریم و گاه كج راه‌ها‌ی دستگاه‌ها‌ی موظف، جریان سازی‌های ضد جنگ را موجب شده‌اند.
جعفری به نقل ملاقات حاج سعید قاسمی با یكی از رزمندگان بوسنی در قرارگاه عملیاتی آنها اشاره كرد یك یك رزمندگان آن قرارگاه تقاضای درست شدن پیشانی بند به دست حاج سعید را داشتند. تا مدل مبارزه شان را مطابق بسیجی‌های ما تنظیم كنند تنها از تصویر حسن فهمیده بر روی اسكناس صدتومانی و توضیحات سعید قاسمی بسیار متاثر شده بودند و از نحوه شهادتش نیرو گرفتند.
جعفری گفت: آنجه در فیلم سرباز رایان و در جبهه نرماندی گذشت تربیت جنگجویان حرفه ای بود تا بی چون و چرا تابع اوامر باشند و قیاس آن با بسیجیان داوطلب ما كه غیرحرفه‌ای و بر مبنای تكلیلف اعتقادی می‌جنگیدند نابجا است ما نمی‌توانیم دفاع هشت ساله مان را بدون پشتوانه اعتقادی تحلیل كنیم حتی ماجرای پذیرش قطعنامه بدون پرداختن به پیام تاریخی حضرت امام ناقص وغیر قابل طرح است.
جعفری گفت: عكس العمل غالب رزمندگان تمكین و شرمندگی درمقابل پیام حضرت امام بود و پدیده خروج بر مردم و پدیده نافرمانی اجتماعی رفتارهایی است كه عده‌ای می‌خواهند با نظیره سازی معادل دیگر جنگ‌های بی پایه دنیا به رزمندگان ما ببندند و آن را به عنوان واقعیت دفاع مقدس ما در ذهن‌ها و در تاریخ ماندگار كنند.
مدیر جلسه پیرنگ داستان را خوش ساخت، نثر آن را روان و تعلیق را با توجه به نیامدند قطار و گشوده شدن گره با امدن قطار قابل قبول خواند وی داستان را دارای وحدت هنری و فضاسازی‌ها‌ی در خور كه از نویسنده ای با سابقه جبهه بر می‌آید زیبا خواند كه موجب جذب مخاطره می‌شود از نقطه نظر پرداخت داستانی، شناسنامه نداشتن شخصیت‌ها‌ و گنگ بودن شخصیت فرهنگی اجتماعی شان (راوی، فرمانده، لان جان سلیور، كوچك‌ترین جنگجو و... ) كاستی و كم كاری به حساب می‌آید كلی شدن افراد به گونه‌ای كه نه در بین مردم موافقی با این رزمندگان است و نه در بین این كروه مخالفی با رفتار و دیدگاه‌ها‌ی دیگران به چشم نمی‏خورد نقص در پرداخت را می‌توان دید. بازگشت داستانی واقعیت‌گرا را جنبه‌های از نماد است و نویسنده بیشترین شبیه‌ساز را برای تیره‌تر نشان‌دادن فضای داستان به كار بسته است تا جایی كه منزلت رزمندگان كه مورد احترام قریب به اتفاق همه مردم ما هستند به عنوان كسانی كه راه مستراح رفتن مردم را بسته‌اند یاد می‌شود كه نمادی مبتذل و موهن است. نام داستان از منظری می‌تواند با توجه به دورنمایه اثر بازگشت از امید و ارزش و حماسه‌ها به ستیزه با مردم قانون و نظم باشد.

 


شناسه: 13105
.........................................................................
شریف نیوز؛ پایگاه خبری - تحلیلی دانشجویان ایران
info@sharifnews.ir